عكس اين فرض هم تصور دارد .
ب ) چون بعد ( عرض ) قمر از - دايرهء بروج - به سمت شمال وجنوب - حدود ده درجه است ، اگر بعد قمر در سمت شمال باشد امكان رؤيت در نواحي وآفاق جنوبي كمتر است وبالعكس ، اگر چه هر دو شهر از آفاق ياد شده در يك طول هم قرار گرفته باشند .
ج ) چون مدار حركت ماه به دور زمين غالبا حول معدّل النهار استواى فلكى ومناطق استوايى است ، وسعهء مشرق ومغرب ، بين صفر تا 5 / 23 ( ) شمالي يا جنوبي بيش نيست ، لازم مىآيد ماه در مناطقى كه بيش از ميل كلّى ( 5 / 23 ( ) ) عرض دارند به أفق نزديكتر باشد . از اين رو :
اوّلا ، هلال هنگام غروب آفتاب به أفق نزديكتر است ؛ در نتيجة زودتر غروب مىكند .
ثانيا : گرد وغبارهايى كه غالبا نزديك أفق گرد مىآيند سبب مىشوند رؤيت هلال با مشكل رو به رو گردد ، به ويژه در شهرهايى كه داراى عرضهاى بالا هستند ، بر خلاف شهرهايى كه استوايى ويا معتدلهء نزديك به استوا باشند ؛ چرا كه انسان گردش ظاهري معدّل النهار ومنطقة البروج را تقريبا بالاى سر ( دولابى ) مىبيند . از اين رو هلال به سهولت رؤيت مىشود .
3 . أوضاع فلكى
1 . بعد تقويم ماه از تقويم خورشيد كه آن را « بعد سوى » خوانند عبارت است از :
موقعيّت « مركز ماه از مركز خورشيد » به گفتهء بيرجندى : درجات منطقة البروج را درجات سوا گويند ؛ چه آن را همهء برابر گرفتهاند واجزاى [ يعنى درجات ] معدّل النهار را به آن ، نسبت كردهاند ، وآن موضع قمر است به خورشيد « 1 » .
2 . دور ونزديك شدن ماه به زمين : مىدانيم كه فاصلهء ماه از زمين در حال « حضيض » كه به زمين نزديكتر است عبارت است از : 000 ، 360 هزار كيلومتر ودر حال « ذروه دورى »
هامش
( 1 ) . شرح زيج سلطاني ، باب كيفيّت استخراج هلال .