تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
جمهورى اسلامى ايران در سودان ، در همان زمان ، به من خبر داد كه دستى پنهان ! هشت مليون نسخه از كتاب « الشيعة والتصحيح » او را چاپ و در كشورهاى : سودان ، مصر ، مغرب عربى و الجزائر ، توزيع كرده‌است . خود اين رايزن تعدادى از نسخه‌ها را به عنوان توزيع كننده در سودان دريافت و سوزانده‌است . و چون پولهاى مصرف شده در چاپ هشت مليون نسخه از كتاب « الشيعة والتصحيح » براى او سودمند نبوده ، آن دست پنهان همچنان به بذل و بخشش ادامه داده و از همان آبشخور كتاب « لِله ثمّ للتاريخ » را چاپ و ترجمه كرده و مفت و مجانى در بين حجاج و عمره‌گزاران توزيع كرده‌است ؛ همان‌گونه كه در شيخ‌نشين‌هاى حاشيه خليج‌فارس ، براى ايجاد تفرقه در بين مسلمانان ، نشر و توزيع گرديده‌است ! ! او در ص 6 كتابِ خود ، پس از ذكر كتاب « سيدموسى موسوى » از كتاب « احمدالكاتب » نيز ياد كرده ، كه دانشمند محترم آقاى « سيدسامى البدرى » شبهات او را در كتاب « شُبَهاتٌ وَرُدُودٌ » به نيكوئى پاسخ گفته است . در ص 7 - 8 كتاب گويد : « شايد آنها به دنبال من مىگردند تا مرا بكشند . همان‌گونه كه پيش از من هم ديگرانى را كه فرياد حق سردادند كشتند . آنها پسر آقاى ما مرحوم آيت‌الّله العظمى امام سيد ابوالحسن اصفهانى را كشتند . پسر كسى را كه بزرگترين پيشواى شيعه ، پس از عصر غيبت كبرى تا به حال ، و رهبر بىچون و چراى آنها بود . زيرا مىخواست راه و روش شيعه را اصلاح كند و خرافاتى را كه وارد آن شده بود بزدايد . آنها اين را تحمّل نكردند و پسرش را مثل گوسفند سربريدند ، تا آن امام را از راهش كه اصلاح انحراف شيعه بود بازدارند ، چنان كه پيش از آن نيز « احمد كسروى » را كشتند . كسى كه از اين انحراف ، اعلان بيزارى كرده‌بود و مىخواست راه و روش شيعه را اصلاح كند . او را قطعه‌قطعه كردند ! » .