اينك پس از بيان مقدّمات سهگانه ، از خداى متعال استعانت مىجوئيم و مىگوئيم :
اخيراً كتابى با عنوان : « لِلّهِ ثُمّ لِلتاريخ » به قلم شخصى كه خود را « سيدحسينموسوى دام ظلّهالشريف از علماى نجف » ناميده ، در كويت چاپ و منتشر گرديده است . اصل عربى آن در سال 1422 هجرى قمرى در كويت نشر شده و ترجمه فارسى آن در عربستان سعودى چندينبار بين حجاج و عمرهگزاران توزيعگرديدهاست و ما ترجمه فارسى آن را در ايران به نام « اهلالبيت ( ع ) از خود دفاع مىكنند » به قلم دكترحسينموسوى دريافت كرديم . اينك مىگوئيم :
اولًا - نجف و كربلا شخصى به نام « سيدحسينموسوى دام ظلهالشريف » كه از علماى نجف باشد را نمىشناسند !
ثانياً - علماى مكتب اهلالبيت ( ع ) متواضع و فروتناند و هيچ يك به دنبال نام خود - دامظلّهالشريف - نمىآورند . البته تعبير صحيح آن - مُدظلّه - است كه دعا براى طول عمر مخاطب است و خود شخص آن را به خود نمىگويد !
ثالثاً - مؤلّف كتاب بر خلاف ادّعايش از شخصيتهاى شيعى نيست ، و از جمله دلايلى كه در نجف و كربلا ساكن نبوده اينكه ، روش محاوره و گفت و گو در اين دو شهر را نمىشناسد . چنان كه در ص 3 كتابش گويد : « سماحه الإمام السيد محمّد حسين آل كاشفالغطاء » . حال آنكه شيعه در شهرهاى شيعهنشين علماى خود را « امام » نمىگويند ، و عالم مذكور نامش « شيخ محمّد حسين آل كاشف الغطاء » است [ نه سيد ! ] و اين مؤيد ديگرى است بر سخن ما كه گفتيم : « مؤلّفِ كتاب شيعه نبوده ، از مردم كربلا و نجف نمىباشد » .
او در صفحه 4 كتابش ادعا مىكند :
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٧٩