و در روايت ديگرى فرمود
: نَضَّرَاللهُ امْرَءً سَمِعَ مِنّا حَديثاً فَادّاهُ كَما يَسْمَعُ ، فَرُبَّ مُبَلَّغٍ اوعي مِنْ سامِعٍ . )
« خدا شادمان كند فردى را كه سخنى از ما بشنود و
همانگونه كه شنيده آن را به ديگرى برساند ، كه اى بسا گيرنده از شنونده نگهدارتر است « 1 » » .
و در ديگرى فرمود
: ( لِيُبَلِّغَ الشّاهِدُ الغائبَ ، فَانَّ الشّاهِدَ عَسي انِ يُبَلِّغَ مَنْ هُوَ اوعي لَهُ مِنهُ . )
« بايد شاهدان به غايبان برسانند ، كه شاهد ممكن است به كسى برساند كه از خود او نگهدارندهتر باشد » .
و فرمود
: ( اللّهُمَّ ارحَمْ خُلَفائي ! اللّهُمَّ ارحَمْ خُلَفائي ! اللّهُمَّ ارحَمْ خَلَفائي ! قيل لَهُ : يا رَسُولَ اللهِ ! مَنْ خُلَفاؤُكَ ؟ قال : الَّذينَ يَأتُونَ بَعدي يَروُونَ حَديثي وَ سُنَّتي . )
« خدايا جانشينان مرا ببخشاى ! خدايا جانشينان مرا ببخشاى ! خدايا جانشينان مرا ببخشاى ! گفتهشد يا رسولالله ! جانشينان شما كيانند ؟ فرمود : كسانى كه بعد از من مىآيند و سخنان و سنّت مرا روايت مىكنند » « 2 » .
و در صحيح بخارى گويد : « مردى از اهالى يمن سخن رسولخدا ( ص ) را شنيد و گفت : « يا رسولالله براى من بنويس » فرمود : « براى ابوفلان بنويسيد » « 3 » .
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد به معالم المدرستين ، تعريف مصطلحات پنجگانه كه مصادر روايات در آنجا آمده است . نيز بدائع المِنَن ، 1 / 14 ؛ جلد دوم
( 2 ) . مراجعه كنيد : مصادر مكتباهلالبيت : معانى الأخبار ، ص 374 - 375 ؛ عيون الأخبار ، چاپ نجف ، ج 2 ص 36 ؛ من لايحضرهالفقيه ، تحقيق على اكبر غفّارى ، ج 4 ص 420 ؛ و بحارالانوار ، ج 2 ص 145 . و مصادر مكتب خلفا : قواعدالتحديث قاسمى ، چاپ دوّم ، ص 48 . شرف اصحابالحديث خطيببغدادى ، ص 30 . جامعبيانالعلم ابنعبدالبرّ ، ج 2 ص 55 ، اخبار اصفهان ابونعيم ؛ 2 / 81 ؛ الفتح الكبير سيوطى ، 1 / 233 ؛ كنزالعمّال متّقى هندى ، چاپ دوم ، 20 / 128 و 133 و 10 / 181 ؛ و الالماع قاضى عياض ، ص 11 .
( 3 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ص 22 ، و ابوفلان چنان كه در سنن ترمذى ( ج 10 ص 135 ) آمده ، ابوشاه بودهاست .