گفت : « ما سزاوارترين مردم به رسول خدا ( ص ) هستيم . »
گفتم : « با آنچه در خيبر است ؟ »
گفت : « با آنچه در خيبر است . »
گفتم : « با آنچه در فدك است ؟ »
گفت : « با آنچه در فدك است . »
گفتم : « هان ! به خدا سوگند تا [ آنجا پيش مىروى كه ] گردنهاى ما را با ارّهها قطع كنى . نه ، چنين چيزى ممكن نخواهد شد ! » « 1 » مخاصمه و استدلال فاطمه ( س ) با خلفا روى سه موضوع بود :
1 - مطالبهء حضرت زهراء ( س ) هدايا و بخشودههاى پيامبر ( ص ) را .
2 - مخاصمه و ستيز دربارهء ميراث رسول خدا ( ص ) .
3 - مخاصمه و ستيز دربارهء سهم « ذىالقُربى » .
1 - مطالبه حضرت زهراء ( س ) هدايا و بخشودههاى پيامبر ( ص ) را
در فتوحالبلدان گويد : « فاطمه ( س ) به ابىبكر صديق ( رض ) گفت : « فدك را به من بازگردان ؛ چون رسول خدا آن را به من بخشيده است . » ابوبكر از وى بينه و دليل خواست و او « امّ ايمَن » و « رِباح » خادم رسول خدا را آورد و آنها بدان گواهى دادند و ابوبكر گفت : « اين موضوع جز با شهادت يك مرد و دو زن به انجام نرسد » .
و در روايت ديگرى گويد : « علىبنابىطالب به نفع او گواهى داد و ابوبكر از او گواه ديگرى خواست و امّ ايمَن بدان گواهى داد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد ، ج 9 ص 39 به نقل از طبرانى در الأوسط .
( 2 ) . فتوح البلدان ، ج 1 ص 34 - 35 . و امّ ايمن بركة الحبشية ، كنيز رسولخدا و دايهء او بود كه آزادش كرد . اسلامش قديم و از مهاجرات به حبشه و مدينه بود . ابتدا با عبيد حبشى ، و بعد از او با زيد بن حارثه ازدواج نمود و پنج يا شش ماه پس از رسولخدا وفات كرد . شرح حال او در اسدالغابه ، ج 5 ص 567 . جوامعالسيره ، ص 289 ، و تقريبالتهذيب ، ج 2 ص 619 ، آمده است . شرح حال رباح نيز ، در اسدالغابه ، ج 2 ص 160 . جوامع السيره ، ص 27 ، واصابه ، ج 1 ص 490 ، آمدهاست .