است . زيرا ، خداوند پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) را - بنابر پندار آنها در اخبار دروغين بسته شده بر آن حضرت - از القاء شيطان در دريافت وحى و نگهدارى و رساندن آن ، حفظ نكرده است ! حال ، با چنين پندارى چه باقى مىماند و چگونه مىشود به قرآن كريم اطمينان كرد ؟ ! « 1 »
كشف حقيقت
اين افسانه - چنان كه يادآور شديم - تنها در تفاسير مكتب خلفا و برخى از كتابهاى سيره و تاريخ آنها آمده است . و چون به مكتب اهلالبيت مراجعه نماييم ، حقيقت را در نزد يكى از شاگردان امام صادق ( عليه السلام ) مىيابيم . او « ابن كلبى » فوت شده سال 204 يا 206 هجرى است كه در كتابش « الاصنام » حقيقت ماجرا را بيان مىدارد و مىگويد :
« قريش پيرامون كعبه طواف مىكردند و مىگفتند : « و اللات و العزى ، و مناة الثالثة الاخرى ، فانهن الغرانيق العلى ، و انّ شفاعتهنّ لترتجى » و مىگفتند : « آنها دختران خدايند - كه خدا شفاعت مىكنند . »
و هنگامى كه خداوند پيامبرش ( صلى الله عليه و آله ) را مبعوث كرد ، اين آيات را بر او نازل فرمود :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى * وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى * أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى * تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى * إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
هامش
( 1 ) - اين اشكال تنها بر كسى وارد است كه اين روايات دروغين و ساختگى را در كتابش تدوين كرده و در دسترس نسلهاى بعد از خود تا به امروز قرار داده است ، و بر بزرگان مكتب خلفا كه آن را نپذيرفته و انكار كردهاند ، ايرادى نيست .