« آيا لات و عزى را ديديد ؟ و مناة آن بت سومى ديگر را ؟ آيا شما را پسر باشد و خدا را دختر ؟ اينكه تقسيمى ناعادلانه است . اين تنها نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها نهادهايد و خداوند هيچ دليلى بر آن نفرستاده است . » « 1 »
و از « محمدبن اسحاقبن خزيمه » روايت شده كه او كتابى در اينباره تأليف كرده و در آن روشن نموده كه « روايات غرانيق » ساختهى « زنديقان » است .
مىگويم : من آن كتاب را نديده و نمىشناسم و از دليلش بىاطلاعم ، ولى در تحقيقات و پژوهشهاى خود پيرامون زنديقان آنها راچنين يافتم كه هرچه دانسته و توانستهاند ساخته و جعل كرده و آن را در « سنت رسول خدا » داخل و جاسازى نمودهاند . برخى از دانشمندان حديثشناس نيز ، به گونهاى كيفيت كار زنديقان را بيان و توصيف نموده كه غموض و پيچيدگى را بر طرف مىكند . مانند آنچه « ابنجوزى » - فوت شده در سال 597 هجرى - در كتاب « الموضوعات » در وصف كسانى آورده كه در روايت حديث به عمد و با صراحت دروغ مىگويند . اودر بيان تقسيم آنها گويد :
« قسم اول : زنديقان هستند ، كسانى كه قصد افساد شريعت و ايجاد شك و ترديد در دل عوام و بازى با دين را دارند . مانند : « عبدالكريمبن ابىالعوجاء » كه دايى « معنبن زائده » و پسر زن « حمّادبن سلمه » بود و احاديث ساختگى را در كتابهاى حمّاد جاسازى مىكرد و اين سخن « احمدبن عدى الحافظ » است . هنگامى كه « ابنابى العوجاء » دستگير شد ، او را نزد « محمدبن سليمانبن على » آوردند و او فرمان داد تا گردنش را بزنند و چون دانست كه او را مىكشند گفت : « به خدا سوگند من چهار هزار حديث ساخته و در ميان شما بر جاى نهادهام كه در آنها حلال را حرام و حرام را حلال كرده و روز روزهتان را به افطار و روز
هامش
( 1 ) - الاصنام ، ابنكلبى ، تحقيق احمد زكى ، ص 19 ، چاپ مصر 1384 ه - .