گويد : « و اين سخن به معناى اين كلام - يعنى آيهى مورد بحث - شبيهتر است . دليل آن قول خداوند در نبالهى آيه است كه مىفرمايد :
فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ
« و خداوند آنچه را كه شيطان القاء مىكند ، نسخ و نابود كرده و آيات خود را محكم و استوار مىسازد . » زيرا ، آياتى را كه خداوند جليل از استوار داشتن آنها خبر مىدهد ، بدون شك آياتى است كه نازل گرديده . و بدينوسيله روشن مىگردد كه آنچه را كه شيطان القاء كرده همانى است كه خداوند از نسخ وابطال آن خبر داده و سپس آيات نازل شده را با نسخ القائات شيطانى استحكام و استوارى بخشيده است . پس ، معناى كلام اين مىشود كه : « ما پيش از تو هيچ رسول يا نبىاى را نفرستاديم مگر آنكه چون كتاب خدا را تلاوت نمود يا قرائت كرد يا از آن سخن گفت ، شيطان در كتاب خداوندى كه تلاوت و قرائت مىشده يا در حديثى كه از آن سخن مىرفته ، [ شبههاى ] القاء نموده و خداوند آنچه را كه شيطان القاء نموده نسخ و نابود كرده است . يعنى خداوند متعال مىفرمايد : « خداوند آنچه را كه شيطان بر زبان پيامبرش ( صلى الله عليه و آله ) القاء مىكند آن را از بين مىبرد و نابود مىكند » .
و در تأييد گفتار خود به روايات زير استناد مىكند :
1 - از « ابنعباس » روايت كند كه گفت :
فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ
يعنى : « خداوند آنچه را كه شيطان القاء كرده باطل مىكند » .
2 - از « ضحاك » روايت كند كه گفت :
فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ
يعنى : « جبرئيل به فرمان خدا آنچه را كه شيطان بر زبان پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) القاء كرده بود نسخ و نابود كرد و آياتش را استوارى بخشيد » . و اينكه فرمود :
ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ
يعنى : سپس آيات كتابش را از باطلى كه شيطان بر زبان پيامبرش القاء كرده بود ، ناب و خالص گردانيد ، و خداوند به آنچه در خلق او اتفاق مىافتد عليم و آگاه است و هيچ چيز بر او پوشيده نيست ، و در تدبيرى كه براى آنها