راست آورد و تا « لا إله الا الله » بگويند ، و به وسيله او چشمهاى كور وگوشهاى كر و دلهاى بسته را بگشايد . » « 1 »
ز - در طبقات ابنسعد و سنن دارمى آن را از « عبداللهبن سلام » نيز روايت كردهاند . « 2 »
ح - طبرى در تفسير با سند خود از « ابنعباس » دربارهى
وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ
« 3 » روايت كند كه گفت : « آنها خبائثى همانند گوشت خوك و ربا و آنچه از محرمات خوردنى حلال مىدانستند بود » و دربارهى
وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
« 4 » گفت : « آن پيمانهايى بود كه خداوند دربارهى محرّمات بر آنها از ايشان گرفته بود . » « 5 »
ط - در تفسير در المنثور گويد : زبيرين به كار در « اخبار مدينه » و ابونعيم در « دلائل النبوة » از « ابنمسعود » روايت كنند كه گفت : « رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) فرمود : « معرفى من [ به امتهاى پيشين ] بدينگونه بوده است : « احمد متوكل در مكه به دنيا آيد و به طيبه هجرت نمايد . نه درشتخوى است و نه خشن . حسنه را با حسنه پاداش دهد و [ بدى را ] با بدى جبران ننمايد . امت او ستايشگرانند و اندام خود را مىپوشانند و سر و دست و پاى خويش را مىشويند . انجيلهايش در سينه آنهاست . براى نماز همانگونه به صف مىايستند كه براى جنگ . قربانى آنها در راه خدا خونشان است . راهبان شب و شيران روزند . » « 6 »
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، كتابالتفسير ، ج 3 ص 190 189 ، و ج 2 ص 14 . سنن دارمى ، ج 1 ص 4 . مسند احمد ، ج 2 ص 174 و تفسير طبرى ، ج 9 ص 57 .
( 2 ) - طبقات ابنسعد ، ج 1 ص 360 و سنن دارمى ، ج 1 ص 4 .
( 3 ) - « و پليديها را بر آنها حرام گرداند » .
( 4 ) - « و بار گرانشان را از دوششان بردارد و غل و زنجيرشان را بگشايد . »
( 5 ) - تفسير طبرى ، ج 9 ص 58 57 .
( 6 ) - در المنثور ، ج 3 ص 132 .