« خداوند موضوع پيمانى را كه از اهل كتاب و پيامبرانشان گرفته نيز بيان داشته است و آن اينكه ، هرگاه محمد ( صلى الله عليه و آله ) آمد او را تصديق نمايد و اين را بر عهده خويش گرفته و بر آن اقرار كردند . » « 1 »
ج - و نيز با سند خود از « امام على ( عليه السلام ) » روايت كند كه آن حضرت جمله : « فاشهدوا » را چنين تفسير كرد كه يعنى : « در اينباره گواه و شاهد بر امتها خود باشيد و من نيز با شما شاهد و گواه بر آنها و بر شما هستم . » و فرمود : اى محمد ! هر كس بعد از اين عهد و پيمان از تو روى گرداند - از هر امتى كه باشد - آنها فاسقان و سركشان در كفر خواهند بود . » « 2 »
د - سيوطى در تفسير خود از « ابنعباس » روايت كند كه گفت : « هنگامى كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) وار مدينه شد « عمربن خطاب » به « عبداللهبن سلام » گفت : خداوند بر پيامبرش چنين فرستاده كه :
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ
« 3 »
*
اى اباعبدالله ! اين شناخت چگونه است ؟ عبداللهبن سلام گفت : اى عمر ! بهراستى كه من هنگامى كه او را ديدم شناختم ، همان گونه كه پسرم را به هنگامى كه با كودكان بازى مىكرد ديدم و شناختم . و من شناختم به « محمد ( صلى الله عليه و آله ) » از شناختم به فرزند خود بيشتر است . عمر گفت : چگونه ؟ عبدالله گفت : زيرا او رسول بر حق خداست و خداوند او را در كتاب ما توصيف فرموده ، و من نمىدانم زنان چه مىكنند . و عمر به اوگفت : اى پسر سلام !
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 3 ص 237 236 و 239 ؛ تفسير قرطبى ، ج 4 ص 126 124 ؛ و تفسير ابنكثير ، ج 1 ص 378 .
( 2 ) - همان مدرك .
( 3 ) - « كسانى كه به آنها كتاب دادهايم پيامبر را مىشناسند ، همانگونه كه فرزندان خود را مىشناسند . »