خدايت توفيق دهد . » « 1 »
و نيز ، طبرانى از « سلمان فارسى » روايت كند كه گفت : « در جستجوى دين بيرون آمدم و به جمع رهبانان باقيمانده از اهل كتاب پيوستم . خداوند متعال مىفرمايد :
يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ *
و آنها مىگفتند : « اكنون زمان پيامبرى است كه آمدنش به درازا كشيده ، از سرزمين عرب برخيزد و داراى علاماتى است كه از جمله آنها بينى گرد است كه ميان دو كتف او خاتم نبوت باشد . » « 2 »
ه - و نيز از « ابنعباس » روايت كند كه گفت : « رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) به يهود خيبر نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم » . از محمد رسول الله صاحب موسى و برادر او كه تصديق كننده آنى است كه موسى آورده است . آگاه باشيد كه خداوند به شما اهل تورات ، در كتاب خودمان فرموده :
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ . . .
و شما آن را در كتاب خود مىيابيد . » « 3 »
و - در صحيح بخارى و سنن دارمى و مسند احمد و طبقات ابنسعد و تفسير طبرى هريك با سند خود از « عطاءبن يسار » روايت كنند كه گفت : « به « عبداللهبن عمروبن عاص » برخوردم و گفتم : « مرا از صفات رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) آگاه كن » گفت : « آرى ، به خدا سوگند او در تورات به برخى از همان صفاتى كه در قرآن آمده ، توصيف شده است . مانند :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
« اى پيامبر ! ما تو را شاهد و بشارتگر و بيمدهنده فرستاديم » و پناهگاه اميين . تو بنده و رسول منى ، تو را متوكل نام نهادم كه سختگير و خشن و عربده كش كوچه و بازار نباشد و بدى را با بدى پاسخ ندهد بلكه عفو مىكند و گذشت مىنمايد ، و خداوند او را از دنيا نمىبرد تا اين ملت كجانديش را به راه
هامش
( 1 ) - تفسير در المنثور ، ج 1 ص 147 و تفسير قرطبى ، ج 2 ص 163 162 .
( 2 ) - همان مدرك .
( 3 ) - همان ، ج 6 ص 83 82 .