نيازش را مىجويد ياريش كنيد . ثنا و سپاس را نمىپذيرفت مگر از كسى كه به او احسان شده باشد ، و سخن كسى را تا آنجا كه از حد خود تجاوز نمىنمود قطع نمىكرد و در آن صورت با نهى يا برخاستن آن را قطع مىنمود . » گويد : پرسيدم : « سكوت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) چگونه بود ؟ فرمود : « سكوت او بر چهار اصل استوار بود : بردبارى ، پرهيز ، تقدير و انديشه . اما تقدير و اندازهاش براى آن بود كه نگاه و استماعش در جمع يكسان باشد ، و اما تفكر و انديشهاش دربارهى ماندنيها و فنا شدنيها بود ، و بردبارىاش قرين با شكيبايى بود ، بگونهاى كه چيز اورا نه به خشم مىآورد و نه از ميدان به در مىبرد . پرهيز او چهار اصل را براى او به ارمغان آورده بود : انجام نيكى تا به او اقتدا شود . ترك زشتى تا از آن بازداشته گردد . كوشش مدبرانه و بالنده براى اصلاح امت و قيام و اقدام بر آنچه خير دنيا و آخرت آنها در آن بود . »
* * * اينها نمونههايى است كه از « امامان اهلالبيت ( عليه السلام ) » دربارهى سيرهى رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله ) و صفات او روايت شده است . رواياتى كه با آنچه از « امالمؤمنين عايشه » در اينباره روايت شده مقابلهى جدى دارد .
در بحث بعدى - به يارى خداى متعال - آنچه را كه از « امالمؤمنين عايشه » و ديگر صحابه دربارهى سيره رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) روايت شده ، مورد بررسى قرار مىدهيم . رواياتى كه به نظر ما دروغهاى بسته شده بر آنهاست .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٨١