دوم - رواياتى كه گويد : مردم به امور دنياى خود از پيامبر داناترند
در صحيح مسلم ، و سنن ابنماجه و مسند احمد از « انسبن مالك » و « امّالمؤمنين عايشه » روايت كنند كه : « رسول خدا به قومى برخورد و ديد كه مشغول گردهافشانى بر درختان خرما هستند ، به آنها گفت : اگر اين كار را نكنيد محصول نيكو دهد . گويد : محصول آن سال خشكيد و پست شد . دوباره به آنان برخورد و گفت : نخلهاى شما را چه مىشود ؟ گفتند : چنين و چنان ! گفت : شما به امور دنياى خود داناتريد ! » « 1 »
و نيز ، در صحيح مسلم و مسند احمد و سنن ابنماجه از « طلحه » از پدرش روايت كنند كه گفت : « با رسول خدا در كنار قومى عبور كرديم كه در بالاى نخل خرما بودند . پيامبر گفت : اينها چه مىكنند ؟ گفتند : تلقيح و گردهافشانى مىكنند - نرينه را در مادينه قرار مىدهند تا بارور شود - پيامبر گفت : گمان نمىكردم اين كار سودى داشته باشد . گويد : آنان را از اين گفته آگاه كردند و آنها كار ار رها نمودند . خبر آن را به رسول خدا دادند . آن حضرت گفت : اگر اين كار براى آنها
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، كتابالفضائل ، ج 4 ص 1836 ؛ مسند احمد ، ج 1 ص 162 ؛ سنن ابنماجه ، ج 2 ص 852 ح 2470 و 2471 .