سود دارد انجامش دهند . من تنها يك گمانهزنى كردم ، مرا به گمان مؤاخذه نكنيد . ولى اگر از سوى خدا چيزى به شما گفتم آن را بگيريد كه من هرگز بر خداى عزّوجلّ دروغ نمىبندم . » « 1 »
بررسى اين دو روايت
هر كس در سرزمينهاى داراى نخل زندگى كند مىداند كه درخت نخل نر و مادّه دارد و شكوفهى نخل ماده با شكوفهى نخل نر بارور مىشود تا ثمر دهد ، و گرنه خرماى آن خشكيده شده و هستهاش محكم نمىشود و قابل خوردن نيست . حال چگونه مىشود كه اين موضوع بر رسول خدا كه از ساكنان جزيرةالعرب و سرزمين نخلها بوده ، پوشيده مانده باشد ؟ !
و بر فرض محال كه پيامبر آن را نمىتوانسته ، چگونه انصار مدينه او را از آن باخبر نكردهاند ؟ نه ، چنين نيست . بلكه صحيح آن است كه گفته شود : هدف نهايى از نسبت دادن اين داستان به رسول خدا آن است كه آن را سند و دستاويز قرار داده و بگويند : پيامبر خود فرموده : « شما به امور دنيايتان داناتريد . » و از او روايت كنند ، كه ، ديگر افراد بشر به امور دنيا از رسول خدا داناترند ! تا نتيجه و لبّ اين روايت با روايات ديگر همراه آن ، « جدايى امور دنيا از امور دين » گردد ؛ همان سخن مشهورى كه گويد : « كار قيصر را به قيصر واگذار و كار الله بر خدا ! » و تا « سنت رسول الله » همگى بهجز « عبادات » باطل و بىارزش گردد ! !
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 4 ص 1835 ؛ مسند احمد ، ج 1 ص 162 ؛ سنن ابنماجه ، ج 2 ص 852 .