تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
است . حال اگر فرض را بر آن بگذاريم كه وفات پيامبر در ميان سينه و حلقوم ام‌المؤمنين يا ميان ريه و گلوى او يا روى سينه يا ران وى ، صحّت داشته باشد ، اينها هيچ‌يك لازمه‌اش عدم وصيت به على نخواهد بود ؛ به‌ويژه كه وصيت با نصوص متعددى اثبات شده است كه از جمله آنها سخن رسول خدا در « يوم الانذار » « 1 » است كه به على فرمود : « اين برادر من و وصى من و خليفه‌ى من در ميان شماست . پس ، از او بشنويد و اطاعت نماييد . . . » تا آخر حديث . « 2 » و حديثى است كه « سلمان » روايت كرده و گويد : « گفتم : يا رسول الله ! هر پيامبرى را وصيى است ، وصى شما كيست ؟ پاسخم را نداد ، و مدتى بعد كه مرا ديد فرمود : سلمان ! به‌سويش شتافتم و گفتم : لبيك ! فرمود : « مىدانى وصى موسى كيست ؟ » گفتم : آرى ، يوشع‌بن نون است . فرمود : براى چه ؟ گفتم : براى آنكه او در آن روز اعلم آنها بود . فرمود : پس وصى من و محلّ اسرارم و بهترين كسى كه بعد از خود بر جاى مىگذارم و او وعده‌ام را وفا و دّينم را ادا مىكند ، علىبن ابىطالب است . » « 3 »
هامش
( 1 ) - يعنى : روز بيم دادن به امر خدا كه فرمود :وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ. ( 2 ) - كنزالعمال ، ج 12 ص 209 و منتخب آن ، ج 5 ص 32 به‌نقل از مسند احمد از طبرانى . ( 3 ) - مجمع الزوائد ، ج 9 ص 113 ؛ معجم الكبير ، ج 6 ص 221 .