تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
نزديكترين مردم به رسول خدا بود . صبح روزى به عيادت رسول الله رفتيم و او پيوسته مىفرمود : « على آمد ، على آمد ؟ » فاطمه گفت : گويا شما او را دنبال كارى فرستاديد . ام‌ّسلمه گويد : على آمد و من پنداشتم پيامبر به او نيازى دارد . پس ، از خانه بيرون رفتيم و نزديك در نشستيم و من از همه به در خانه نزديكتر بودم [ كه ديدم ] رسول خدا بر روى او خم شد و با وى راز مىگويد و نجوا مىكند . و رسول الله در همان روز رحلت فرمود . پس على در عهد و وصايت نزديكترين مردمان است . » « 1 » ج - ابن سعد در طبقات در باب « كسانى كه مىگويند رسول خدا در آغوش علىبن ابىطالب رحلت فرمود » با سند خود از « جابربن عبدالله انصارى » روايت كند كه گفت : « كعب الاحبار در زمان عمر كه ما در نزد وى نشسته بوديم برخاست و گفت : آخرين سخنى كه رسول خدا به آن تكلم فرمود ، چه بود ؟ عمر گفت : از على بپرس ! گفت : او كجاست ؟ عمر گفت : او همين جاست . پس ، از او سؤال كرد و على گفت : « او را به سينه‌ام تكيه داده بودم و او سرش را بر شانه‌ام نهاده بود كه فرمود : نماز ! نماز ! كعب گفت : آخرين عهد و وصيت پيامبران اين چنين است و به آن مأمور شده‌اند و بر آن مبعوث مىگردند . بعد گفت : يا اميرالمؤمنين ! چه كسى او را غسل داد ؟ عمر گفت : از على بپرس ! پس ، از على پرسيد و او گفت : من او را غسل مىدادم و « عباس » نشسته بود و « اسامه و شُقران »
هامش
( 1 ) - مسند احمد ، ج 6 ص 300 ؛ مستدرك حاكم ، ج 3 ص 138 و 139 . حاكم گويد : اين حديثى صحيح‌الاسناد است كه بخارى و مسلم آن را در صحيح خود نياورده‌اند . ذهبى نيز در تليخص مستدرك به صحت آن اعتراف كرده است ، و ابن عساكر در تاريخ ، ج 3 ث 16 و 17 ، آن را از طرق متعددى آورده است . مجمع الزوائد ، هيثمى ، ج 9 ص 112 ، چاپ دارالكتاب بيروت ؛ كنز العمال ، ج 15 ص 128 ، چاپ دوم حيدرآباد ؛ تذكرة خواص الامّة ، ابن‌جوزى ، به نقل از كتاب الفضائل احمدبن حنبل و خصائص نسائى .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 237 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى