« هنگامى كه رسول خدا رحلت كرد ، نفاق و دورويى سر برافراشت و عرب مرتد شد و انصار كناره گرفتند ، و اگر آنچه بر پدرم رسيد بر كوههاى استوار رسيده بود آنها را در هم كوبيده بود . آنها در هيچ نقطهاى اختلاف نكردند مگر آنكه پدرم در آنجا فرود آمد و آن را حل كرد : گفتند : رسول خدا در كجا دفن گردد ؟ هيچكس چيزى نمىدانست ؛ ابوبكر گفت : من از رسو خدا شنيدم كه مىفرمود : « هيچ پيامبرى قبض روح نگردد مگر آنكه در زير بسترى كه در آن فوت كرده ، دفن شود . » گويد : دربارهى ميراث پيامبر اختلاف كردند و نزد هيچكس دربارهى آن عملى نيافتند كه ابوبكر گفت : من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : « ما گروه انبيا ارث برده نمىشويم ، هرچه باقى گذاريم صدقه است . » « 1 »
* * * اينها احاديثى بود كه از « امالمؤمنين عايشه » دربارهى وفات پيامبر و تبعات آن ، و انكار وصيت رسول خدا به امام على ( عليه السلام ) روايت شده است . در بخشى بعدى - به اذن خداى متعال - روايات غير او را - براى مقايسه ميان روايات او و روايات ديگران - در اينباره نقل مىنماييم .
هامش
( 1 ) - كنز العمال ، ج 14 ص 130 ، چاپ دوم حيدرآباد .