عمر را مىگفتند . پس سخنان بيهوده و اختلاف فزونى گرفت و رسول خدا فرمود : « از نزد من برخيزيد ! ابنعباس بارها مىگفت : « مصيبت ! همه مصيبت آن بود كه با اختلاف و سر و صداى خود نگذاشتند تا رسول خدا آن نوشته را براى آنها بنويسد ! » « 1 »
پس شبكهى تبليغاتى بر آن شد تا با حديث « امّالمؤمنين عايشه » مصداق حديث « قرطاس » و منع آنها از نوشتن حديث رسول خدا را تعيين قويت نمايد .
در مسند احمد از « امالمؤمنين عايشه » روايت كند كه گفت : « هنگامى كه خواستند رسول خدا را غسل بدهند دربارهى آن اختلاف كردند و گفتند : « به خدا سوگند ما نمىدانيم چه كنيم . آيا رسول خدا را نيز همانند مردگان خود برهنه نماييم يا او را در جامهى خودش غسل دهيم ؟ » گويد : چون اختلاف كردند خداوند پينكى و خواب را بر آنها چانهى او بر سينهاش قرار گرفت و به خواب رفت . گويد : سپس از گوشهى خانه كسى كه او را نمىشناختند به آنها گفت : « پيامبر را در جامهى خودش غسل دهيد » گويد : پس از آن بهسوى او هجوم بردند و رسول خدا را در پيراهنش غسل دادند . بدينگونه كه آب و سدر بر او مىريختند و مردان پيراهن را به بدنش مىماليدند . » او مىگفت : « اگر انجامش را از من مىخواستند از آن روىگردان نمىشدم ، كه رسول خدا را كسى جز زنانش نشسته است . » « 2 »
و در كنز العمال با سند خود از « امالمؤمنين عايشه » روايت كند كه گفت :
هامش
( 1 ) - اسناد اين دو حديث را در كتاب « عبيداللهبن سبا » ج 1 ص 99 97 مىيابيد . اضافه بر آن مراجعه كنيد : صحيح بخارى ، كتابالعلم ، ج 1 ص 22 و 23 ، و كتاب الجهاد ، ج 2 ص 120 ، و كتاب الخمس ، ج 2 ص 136 ، و كتاب المغازى ، ج 3 ص 62 ؛ نهايةالارب ، ج 18 ص 373 ؛ مسند احمد ، ج 1 ص 222 و 324 و 325 و 336 .
( 2 ) - مسند احمد ، ج 6 ص 267 ؛ طبقات ابنسعد ، ج 2 ص 276 .