وفات كرد . « 1 »
20 - عبداللهبن رواحه انصارى خزرجى
مادرش « كبشه بنت واقدبن عمرو » و خود نقيببنى حارث بود . در همهى نبردها با رسول خدا همراه بود و در شب عقبه در غزوهى مؤته به شهادت رسيد . رسول خدا در آن غزوه ، « زيدبن حارثه » را فرمانده گردد و اگر او هم به شهادت رسيد ، « عبداللهبن رواحه » امير لشكر باشد كه هر سه نفر در ماه جمادى سال هشتم هجرى در همانجا به شهادت رسيدند .
او از اشعرى نيكومنشى بود كه با شعر خود از رسول خدا دفاع مىكردند .
ابنحجر روايت كرده و گويد : رسول خدا در « عمرة القضاء » وارد مكّه گرديد و « عبداللهبن رواحه » پيشاروى آن حضرت چنين مىسرود :
خلّوا بنى الكفّار عن سبيله * اليوم نضر بكم على تأويله
ضرباً يزيل الهام عن مقيله * و يذهل الخليل عن خليله
« اى كافرزادهها از سر راه او [ / پيامبر ] دور شويد ،
كه امروز با شما بر سر تأويل و معناى آن نبرد مىكنيم ؛
نبردى كه خوابيده را از بسترش بيدار نمايد ،
و دوست را از ياد دوست غافل سازد . »
عمر به او او گفت : پسر رواحه ! در حرم خدا و در حضور رسول خدا اين شعر را مىگويى ؟ پيامبر به او فرمود : « عمر ! او را رها كن كه به خدا سوگند سخن او از فرود تير بر آنها دشوارتر است . »
ابنعبدالبّر روايت كرده كه او شبى نزد كنيز خود رفت و با او خوابيد .
هامش
( 1 ) - همان ، شرح حال عبادةبن صامت .