17 - صفوانبن معطلبن ربيعه سلمى ذكوانى
كنيهاش « ابوعمر » بود و پيش از غزوهى « مريسيع » اسلام آورد و در آن غزوه و غزوات بعد از آن حضور يافت . مقتل و مدفن او مورد اختلاف است . « 1 »
در كتاب « جمهرة النساب العرب » گويد : صفوانبن معطلبن رخصةبن مؤمّل از بنىسليمبن منصوربن عكرمةبن خصفةبن قيس عيلان عدنانى .
و در كتاب « نهاية الادب » گويد : بنىذكوان تيرهاى از سليم و از عندنانيانند . « 2 »
در سنن ابىداوود ، مسند احمد ، طبقات ابنسعد و تاريخ خليفةبن خياط از ابىسعيد خدرى روايت كنند كه گفت :
ما در حضور پيامبر بوديم كه زوجه « صفوانبن معطل » نزد آن حضرت آمد و گفت : يا رسول الله ! شوهرم صفوان هرگاه نماز صبح را نمىخواند تا آفتاب طلوع مىكند . رسول خدا از صفوان دربارهى گفته گفتههاى زوجهاش توضيح خواست و صفوان گفت : يا رسول الله ! اما اينكه گفته است هرگاه نماز مىخوانم مرا مىزند ، او در نماز خود دو سوره مىخواند و من او را نهى كردهام . گويد : آن حضرت فرمود : « اگر يك سوره باشد همان براى مردم كافى است . » و اما اينكه گفته است به افطارم وامىدارد و روزهام را مىشكند ، من مرد جوانى هستم و نمىتوانم شكيبايى بورزم ! گويد : رسول خدا فرمود : « هيچ زنى جز با اجازهى شوهرش روزه [ مستحبى ] نگيرد . » و اما اينكه گفته است من نماز نمىخوانم تا آفتاب طلوع كند ، ما خانوادهاى هستيم كه اين ما شناخته شده است ؛ ما تا طلوع آفتاب نمىتوانيم بيدار شويم . رسول خدا فرمود : « هرگاه بيدار شدى نماز بگزار . » رجال اين
هامش
( 1 ) - استيعاب ، ص 218 ، شرح حال شمارهى 1383 ؛ اسدالغابه ، ج 3 ص 26 ؛ اصابه ، 4089 ؛ مستدرك ، ج 3 ص 518 .
( 2 ) - نهاية الادب ، ص 239 .