ابوسفيان در ايام جاهليت ، از بزرگان قريش محسوب مىگشت و بعد از بدر ، كه سران قريش كشته شدند او رياست مطلقهء مكه و قبيلهء خويش را بدست آورد ، و پس از آن تمام جنگها و دشمنىهاى عرب عليه اسلام ، به وسيلهء او رهبرى مىشد ، قبايل يهودى و بدوى بر ضد اسلام به تحريك او بسيج مىشدند . جنگ « احد » و « خندق » كه از بزرگترين نبردهاى عليه اسلام بشمار مىآمد ، به رياست او انجام گرديد .
محمدبنحبيب ، مورخ بزرگ ، ابوسفيان را يكى از هشت تن زنادقهء مشهور بشمار آورده است « 1 » . بگفتهء ابنهشام ، وى در حيات پيامبر يكى از سران و سردمداران احزاب مخالف آن حضرت بود ، و در ميان اين گروه ، سخت براى از پاى درآوردن حضرتش مىكوشيد « 2 » و نيز يكى از كسانى است كه در نزد ابوطالب مدافع بزرگ اسلام گرد آمدند ، و در تكاپوى وى بودند كه وى را از حمايت و يارى پيامبر باز دارند « 3 » ، و باز از افرادى است كه در « دارالندوه » - مركز شورائى قبيلهء قريش - گرد آمده و به شور نشستند ، تا چگونه پيامبر ( ص ) را به قتل برسانند ، و در پايان مجلس شور ، براى اين جنايت بزرگ معاهدهء سخت كردند ، و پيمان ياورى و همكارى بستند « 4 » .
رفتهرفته قريش و سران آن ، ابوجهل و ابوسفيان و ابولهب و ديگران ، چنان در مكه كار را بر مسلمانان سخت گرفتند كه زندگى بر اينان تنگ و امكان راحتى از آنها گرفته شد . فرمان هجرت به مدينه صادر گشت ، و مسلمانان زجر كشيده و رنج ديده كمكم از شهر و ديار خويش رخت بربسته و از همهء علائق مال و خانه و خويشاوندان بريدند ، و براى انجام فرمان خدا و رهائى از دست ستمگران ، به مدينه رفتند . تا انجا هجرت ادامه يافت كه ديگر در مكه جز پيامبر ( ص ) و معدودى از مسلمانان ، باقى نمانده بودند . در اين چند سال آخر ، اختناق و فشار محيط چنان بالا گرفته بود كه رسول اكرم ( ص ) از تبليغ عمومى در مكه دست برداشته و به اين بسنده كرده بود كه فقط در مراسم حج ، مردم بيابان و
هامش
( 1 ) « المحبر » / 161 چ هند .
( 2 ) « سيرهء ابنهشام » 1 / 317 - 315 + « الاغانى » 6 / 344 - 343 .
( 3 ) « سيرهء ابنهشام » 1 / 279 - 2 + 276 / 27 - 26 .
( 4 ) « سيره ابن هشام » 2 / 95 - 92 + « طبرى » 2 / 370 چ دار المعارف ، مصر .