مسلم ، هيچ اشارتى به اين كشف بزرگ نكرده است . اما تلاشهاى بزرگان گذشته را براى توجيه و تصحيح حديث بازگو مىكند كه آن را براى شما نقل كرديم . پس از او علامه ابن منظور لغتشناس بزرگ متوفاى سال 711 ه - در لغت « ثور » از كتاب خود « لسان العرب » نبودن چنين كوهى را در مدينه تأييد مىكند . اين دو دانشمند متخصص در حديث و لغت ، يا اصلا از اين كشف بزرگ جغرافيائى ! آگاه نشدهاند ، و يا بدان اعتماد نكردهاند . البته دانستيم كه اين هر دو از نظر زمان از ابن مزروع متأخر بودهاند ! اگر اين دو دانشمند در كتابهاى خود اشارتى به اين كشف يا اختراع ندارند ، دانشمندان ديگر مانند :
1 - محبالدين طبرى متوفاى سال 694 ه - در كتاب « الاحكام » .
2 - فيروز آبادى متوفاى سال 817 ه - در كتاب « قاموس » در لغت « ثور »
3 - ابن حجر عسقلانى متوفاى سال 852 ه - در شرح حديث مزبور در كتاب « فتح البارى » .
4 - زبيدى متوفاى سال 1205 ه - در « تاج العروس » در لغت ثور .
از آن استفاده كردهاند ، و كشف ابن مزروع را در كتابهاى خود آوردهاند ! !
اما غيرت دانشمندان معاصر ما براى رفع نادرستىهاى اين خبر ، بيش از گذشتگان مىباشد ، و چنان همت به خرج دادهاند كه حتى « كوه ثور » كشف شده را در نقشهء جغرافيائى مدينه وارد كردهاند .
مثلا استاد عبدالقدوس مؤلف كتاب « آثار المدينه » در صفحهء 139 كتاب خود ، نقشهء كوه را ترسيم مىكند ، و دكتر محمدحسين هيكل در كتاب « منزل الوحى » برابر صفحه 512 همين نقشهء جغرافيائى را آورده است ، و در صفحهء 440 از كتاب مىگويد كه از كتاب « آثار المدينه » استفاده كرده است ! « 1 »
بنا بر آنچه گذشت اولين بار كه كوه ثور در مدينه كشف شد ، در نيمهء دوم قرن هفتم هجرى بوده و نخستين بار كه در نقشهء جغرافيائى وارد گرديد - پس از هفت قرن - در قرن چهاردهم هجرى مى باشد ! !
الحمد لله اولا و اخراً
هامش
( 1 ) تلاشهائى كه در اين عصر در توجيه روايت شده از شرح صحيح مسلم تحقيق محمد فؤاد عبدالباقى ، چ لبنان / 998 - 995 استفاده شده است .