تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
حديث سخن گفته‌اند . يكى از دانشمندان مىگويد : شايد پيامبر اكرم دو كوه از كوههاى مدينه را از پيش خود نام‌گذارى كرده است ! ديگرى مىگويد : شايد مقصود پيامبر تعيين حدود حرم مدينه بوده و حدود حرم مدينه را به فاصلهء دو كوهى كه در مكه مىباشد ، تشبيه كرده است ؛ چون كوه ثور در مكه بوده است نه در مدينه ! سومى مىنويسد : راوى به خطا نام كوه ثور مىبرد ؛ زيرا بايستى بگويد « كوه احد » از اين رو كه در مدينه كوه احد هست نه ثور ! چهارمى جاى نام كوه را در روايت خالى و سپيد گذارده و به كلى چيزى ننوشته تا اشكالى پيش نيايد ! ديگران براى توجيه و تصحيح اين روايت فرمايشات ديگرى دارند ! ! « 1 » * * * اين تلاش دامنه‌دار و پىگير - كه قسمتى از آن را بازگو كرديم - تا نيمهء اول قرن هفتم هجرى ، براى توجيه و تصحيح اين روايت ادامه داشته است . تا آن كه عبدالسلام بن محمد بن مزروع محدث حنبلى بصرى متوفاى سال 669 ه - با دست نيرومند و سازندهء خود ! اين نادرستى را در نيمهء قرن هفتم هجرى علاج كرد ، و كوهى در مدينه در جنب كوه احد به نام كوه ثور خلق و ايجاد كرد ، و آنگاه براى اين كه كسى گفته او را انكار نكند گفت : اهل مدينه نيز اين كوه را مىشناسند ! ! پس از او عبدالله مطرى متوفاى سال 765 ه - از پدر مرحوم خود ! محمد مطرى همين مطلب را نقل كرده اضافه مىكند : اهل مدينه پشت اندر پشت ، در كنار كوه احد ، كوهى به نام كوه ثور مىشناسد ، و آن كوه كوچكى است سرخ رنگ ! بنابراين نخستين بار كوه ثور را ابن مزروع كشف كرد ! و پس از وى عبدالله مطرى كشف او را با روش خاص خود تأييد نمود ، ولى حافظ و عالم علم الحديث بزرگ ، يحيى نووى متوفاى سال 676 ه - در شرح شهير خود بر صحيح
هامش
( 1 ) رجوع شود به شرح اين حديث در « فتح البارى » و « شرح نووى بر مسلم » و « وفاء الوفاء » 1 / 92 و معجم البلدان و نهايه اللغه در لغت ثور .