باز بدارد .
بانوئى بود داراى عاطفهء شديد خويش دوستى ، تا آنجا كه در راه مصالح آنان فداكارى و از خودگذشتگى شگفتانگيزى نشان ميداد .
بانوئى بود كينهتوز و نسبت به مخالفان خويش و خاندانش بسيار سختگير و تا سر حد قتل و نابودى ، با آنان دشمنى و عداوت مىكرد ، و بالاخره عايشه زنى بود كه تاريخ در ميان زنان تا بامروز مانند او را كمتر مىشناسد ، و با اساساً سراغ ندارد . گاهى سخنى كوتاه در تأييد و دفاع از خويشان و طرفدارانش مىگفت كه آن سخن كوتاه ورد زبانها مىگرديد ، و در تاريخ زنده و جاويد مىماند ، نقطهء روشنى در زندگانى آنان بوجود مىآورد كه در دورانهاى بعد در پرتو آن به شناخت و شهرت و محبوبيت مىرسيدند ، و گاهى سخنى در منكوب ساختن مخالفانش بر زبان مىراند كه مانند لكهء سياهى بر دامن آنان ، براى هميشه نقش مىبست ، و در صفحات تاريخ خودنمائى مىنمود .
جملهايكه اين زن در تأييد و يا كوبيدن افرادى مىگفت ، دهان به دهان گردش مىكرد . مسافران و كاروانها آن سخن را از دهان مردم مىگرفتند ، و به عنوان يك حديث از شهرى به شهر ديگر به ارمغان مىبردند . سپس اين سخنان و گفتارها به كتابها منتقل مىگرديد ، و در طول قرون و اعصار براى نسلهاى بعد در زير نام « حديث » باقى مىماند ، و جاودانه مىشد . اين خود بزرگترين نشانه و نمودار شخصيت و عظمت امالمؤمنين عايشه در جهان آن روز اسلام است .
ما « امالمؤمنين عايشه » را از نظرگاه حقايق راستين تاريخ چنين ديديم ، و سيماى وى را آنچنان كه ديده بوديم ، ترسيم كرديم . اما آنان كه خواستهاند براى وى شخصيت و عظمتى جز اين بسازند ، مانند اين است كه خواسته باشند ، براى او فرزندى از پيامبر ، معرفى كنند ! ! كه البته اين دو فضيلت عارى از حقيقت است .
ما شخصيتهاى صدر اول تاريخ اسلام را نه بايد به دلخواه خود معرفى كنيم ؛ زيرا در اين صورت معرفى و ترسيم ، شكل يك ترسيم خيالى خواهد داشت .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٩٦