تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
خويش خوشنود نبود . لهذا سر به بيابان نهاد ، و در تنهائى كودك خود ، عتبه را به دنيا آورد ! حسان‌بن‌ثابت ، شاعر بزرگ اسلام قبل از فتح مكه ، آنگاه كه در ميان مسلمانان و مشركين ، جنگ سرد و هجو سرائى ادامه داشت ، اين حادثه را در شعر خويش آورده و هند را بباد هجو و انتقاد مىگيرد : از آن كيست ؛ آن كودك كه در گوشه‌اى از بيابان ريگزار « بطحاء » مكه نهاده شده است ؟ كودكى كه در خاك افتاده و از گاهواره بدور است ! او را زن زيبا و جوانى زاده است كه از قبيلهء بنىاميه مىباشد ! هشام بن‌محمد كلبى ، در كتاب « مثالب » باز همچنين آورده است : هند از زنانى بود كه به مردان سياه ميل و اشتياق فراوان دارند . او ، هرگاه فرزند سياهى به دنيا مىآورد ، وى را مىكشت ! آنگاه اضافه مىكند : روزى يزيدبن‌معاويه و اسحاق‌بن‌طابه ، در حضور معاويه و هنگام خلافت او ، گفتگوى تندى در گرفت . يزيد رو به اسحاق كرده و به كنايه گفت : « به نفع توست كه تمام فرزندان حرب‌بن‌اميه ، به بهشت داخل شوند » يعنى تو در واقع از فرزندان نامشروع اين طايفه هستى و از پدر خود نيستى ، اشاره به اينكه مادر اسحاق متهم بود كه با پاره‌اى از افراد بنىاميه سر و سرى داشته است ! اسحاق نيز به كنايه پاسخ داد : اى يزيد ! به سود تو خواهد بود كه تمام افراد بنىعباس به بهشت بروند ! يزيد اشارهء تند گفتهء اسحاق را درك نكرد ، اما پدرش معاويه مطلب را فهميد ، لذا هنگامى كه اسحاق از مجلس برخاسته بيرون رفت ، به او گفت : چرا زبان به دشنام كسان مىگشائى ، در حالى كه نمىدانى و نمىفهمى درباره‌ات چه مىگويند ! . يزيد گفت : من مقصودم آشكار ساختن عيوب او بود ! .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 11 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى