تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
و ديگر بار در شمار مستضعفين قرار گرفته‌اند ! گاه به عذاب كشيده مىشوند ؛ چون عمار ، و گاه به بيابان‌هاى خشك تبعيد مىگردند . چون ابوذر و مالك اشتر ! ! فخر و نخوت و غرور نخستين قريشيان ، به مغزهايشان بازگشته است . گوينده اى از امويان مىگويد : « سرزمين‌هاى سرسبز عراق ، باغى از باغات قريش است ! ؟ » اين همه نخوت و غرور و ستم ، بلاد اسلامى را در آشوبى پايان ناپذير فرو مىبرد ، و آشوب چنان وسعت و عمق پيدا مىكند كه كار به قتل خليفهء اموى مىكشد ، آن هم در خانهء خودش ! ؟ مسلمانان پس از اين تجربه سخت ، پشت به پشت هم مىدهند ، و شتر خلافت را به رغم امويان به در خانهء بنىهاشم مىآوردند . حكومت عادلهء علوى ايجاد مىشود . ديگر بار امويان در مدينه عزت و جبروت خويش را از دست داده‌اند ، و پاسداران جاهليت از قبيلهء قريش سر به زير افكنده‌اند ، اما آرام ندارند ، و هر روز به شكلى عليه حكومت علوى سر بر مىآورند كه اميد دست يا بى به رياست و خلافت را از دوران عثمان در دل مىپرورانند ! كم كم آتش جنگى سخت بر ضد خلافت و حكومت امام تهيه مىبينند كه بصره را در خون غرق مىكند ، و از نظر آنان بىثمر مىماند . در تمام اين اعصار ، معاويه بر شام امارت دارد كه از دوران عمر بازمانده است ، و هر روز فرصتى مىطلبد كه حكومت خويش را استحكام بيشترى بخشد . به خاطر همين فكر است كه در نامه از امام درخواست حكومت مصر و شام را مىكند ، و چون آن حضرت به وى جواب مساعد نمىدهد ، در صفين هزاران نفر را به اسم خونخواهى عثمان گرد مىآورد ، و جنگى سخت و بىرحمانه بنياد مىنهد ! جنگ تكليف را روشن نمىكند . كار به حكميت مىكشد . او پس از داستان تحكيم به شام باز مىگردد ، و گروههاى جنگى غارتجو و تخريبگر را پى در پى به بلاد اسلامى عراق و حجاز گسيل مىدارد كه زنان مسلمان و بيگناه را اسير كنند ، و كوچك و بزرگ را بقتل برسانند ، بسوزانند ، بكشند ، و ويران