تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
را ضد حكومت عثمان ، تا لحظهء مرگ او رهبرى كردند ! اما با مرگ عثمان مسئله شكل ديگرى به خود گرفت ، و هر يك راهى مخالف آن ديگر در پيش گرفت . محمد به زير پرچم علوى رفته و شمشير به روى عائشه كشيد ، و تا پايان نبرد از كوشش باز نايستاد ، و چنان كه مىدانيم جنگ بصره يا جنگ جمل با شكست عائشه و كشته شدن سران لشكر وى سرانجام پذيرفت . در اين هنگام امام فرمان داد كه محمد به سوى محمل خواهر خود برود و از حال او تفقدى كرده و تمشيت امور او را به دست گيرد . محمد پيش رفت ، و محمل خواهر خود را در گوشه‌اى يافت . آنگاه براى جستجوى از وضع و حال وى سر به درون آن برد . عائشه فرياد برآورد : واى بر تو ! كيستى ! گفت : آن كس كه از همهء افراد خويشاوندانت ، تو او را بيشتر دشمن دارى عائشه گفت : هان تو فرزند آن زن خثعمى هستى ؟ محمد گفت : بلى ؟ عائشه گفت خدا را سپاس مىگويم كه تو را به سلامت مشاهده مىكنم ! ! « 1 » چندان طولى نكشيد كه محمد در مصر كشته شد ، سر بريدهء او را اندرون الاغى نهاده و به آتش كشيدند . خبر اين حادثهء ناگوار به عائشه رسيد ، و ام‌المؤمنين با هم . پر دلى ، با شنيدن خبر مرگ برادر سخت متأثر شده به شدت گريست . اما آنگاه كه اين خبر به « ام‌حبيبه » خواهر معاويه كه يكى از همسران پيامبر بود رسيد ، وى گوسفندى را بريان ساخته براى اين كه عائشه را ناراحت كند ، و دلش را بسوزاند ، به نزد او فرستاد . اشاره به اين كه ببين چگونه به جاى عثمان ، ما محمد برادرت را كشته و مانند اين گوشفند بريان ساختيم ! ! عائشه با مشاهده گوسفند بريان گفت : خداى بكشد دختر زن زناكار « / هند » را ، بخداى سوگند ! هرگز حيوان بريان شده نخواهم خورد ! ؟ آنگاه عيال و اطفال برادر را در كنف حمايت خويش گرفت . « 2 »
هامش
( 1 ) « طبرى » 5 / 204 + « العقدالفريد » 4 / 328 + يعقوبى ، ج 2 . ( 2 ) « تذكره خواص الامه » / 114 ، جنگ خوارج + « التمهيد و البيان » / 209 .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 223 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى