تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
در دوران خلافت خلفاى اوليه به دست آورده بود * « 1 » به آسانى نمىتوانست به باد فراموشى بسپرد . بزرگى و اعتبار هم بدون مايه امكان نداشت . ناگزير چنان كه خواهيم ديد ، تا آنجا كه ممكن بود ، مىكوشيد ، و سختىها را به تن مىخريد و با تنگدستى مىساخت ! ! و يا از سوى ديگر براى بدست آوردن سرمايهء بخشش ، به زير بار جبارى مانند پسر ابوسفيان مىرفت . اين كه ما با جرأت اين گونه ادعا مىكنيم ، بدين دليل است كه مى بينيم عائشه با استفاده از اموالى كه جبارانى چونان معاويه و حكام وى براى او مىفرستادند ، به جود و بخشش دست مىزند ! آيا واقعاً مىتوان با چنين اموالى كه از راه ستم گرد آمده‌اند ، براى خاطر خدا و خشنودى وى جود ورزيد ، در صورتى كه اولين وظيفهء اسلامى و خدائى ام‌المؤمنين ، در چنين حالتى دورى از معاويه و همه چيزهاى وابسته بدوست . ام‌ذره نقل مىكند ، و او زنيست كه گاه و بيگاه به نزد عائشه مىرود : مالى فراوان در دو كيسهء بزرگ براى عائشه فرستادند . عائشه گفت : من فكر مىكنم كه مبلغ اين كيسه‌ها هشتاد يا صد هزار درهم باشد . آنگاه طبقى خواست ، و او در آن روز روزه‌دار بود . سپس به تقسيم پولها پرداخت . شبانگاه حتى يك درهم نيز از پولهاى مزبور باقى نمانده بود . چون شب در رسيد ، روى به كنيز خويش كرده فرمان داد ، تا افطار او را بياورند . برايش مقدارى نان همراه با روغن زيتون آوردند ! ام‌ذره مىگويد : به دو گفتم : آيا نمىتوانستى از آن چه امروز در بين مردم تقسيم كردى ، براى ما مقدار كمى گوشت تهيه كنى ، تا بدان افطار نمائيم ؟ عائشه گفت : مرا به زحمت ميانداز ، اگر به خاطرم مىآوردى ، حتماً اين كار را مىكردم « 2 » . عروه ، فرزند زبير و خواهرزادهء عائشه مىگويد : من روزى را بر عائشه
هامش
( 1 ) * مجلد اول از ترجمهء حاضر را بنگريد . ( 2 ) « سير اعلام النبلاء » 2 / 131 ، بر اساس اين روايت ، پول از طرف عبدالله ابن زبير فرستاده شده بود . ما اين اخلاق را در عبدالله نمىشناسيم .