با آمدن اسلام اين گونه افكار به كلى فراموش نگشت ، و مردمى كه به بذل و بخشش دست مىزدند ، به دو دسته تقسيم مىشدند : گروهى كه به خاطر ايدههاى اسلامى و در راه خدا بذل و بخشش مىكردن ، و دسته اى كه به پيروى از عادات و رسوم جاهليت و عربيت ، در اين راه گام مىنهادند . همانند بذل بخششى كه از دو رئيس مقتدر ، از قبيلهء « بنى تميم » ، در زمان خلافت امام على بن ابىطالب عليه السلام ، در منطقهء كوفه سر زد . يكى از ايشان به « غالب بن صعصعه دارمى » و ديگرى به « سحيم بن وثيل رياحى » موسوم بود . اين دو براى خودنمائى و رقابت و فخر فروشى بر اساس افكار جاهلى ، در كشتن شتر و اطعام مردم ، به مبارزه پرداختند ، هر كدام مىكوشيد از ديگرى پيشى گيرد ، و نام و آوازه تحصيل كند . مسابقه از يك شتر آغاز شده و تا صد شتر پيش رفت .
آخرين بارى كه اين شتر كشان ! ! انجام شد ، با خلافت اسلامى علوى مصادف گرديد . چند صد شتر در ين راه كشته شد . اهل كوفه زنبيلها برگرفته و براى آوردن گوشت روانه شدند .
امام ( ع ) از حادثه آگاه شد . فرمود : « لا تأكلوا منه فانه اهّل لغير الله » از گوشت اين شتران هيچ نخوريد ، چه آن كه نام غير خدا بر آن برده شده است : يعنى به نام فخر و مباهات و بر اساس افكار جاهلى كشته شدهاند ! ؟ فرمان امام اشارت است به كريمهء
« إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ »
* « 1 »
مردم مسلمان كوفه فرمان امام را به گوش اطاعت شنيدند ، و از آن گوشتها دست كشيدند . سپس همهء گوشتها در مركز زبالهء شهر ( كناسهء كوفه ) افكنده شد تا خوراك سگان و لاشخوران گردد « 2 » .
به نظر ما عائشه ، امالمؤمنين را مىتوان تنها در اين گروه به شمار آورد . او خواهان بزرگى و نام و آبرو و احترام بود ، براى به دست آوردن و نگاهدارى اينها يكى از بهترين راهها ، بذل و بخشش بود . او آن همه شهرت و نفوذ و اعتبارى كه
هامش
( 1 ) * قرآن كريم ، سورهء مائده / 3 ، سورهء انعام / 145 ، النحل / 115 .
( 2 ) نگاه كنيد به شرح حال سحيم در « الاصابه » 2 / 109 + « الاغانى » 19 / 6 - 5 چ دوساسى . عبارت امام در آن چنين آمده است : « لا يحل لكم ، انما اهل به لغير الله عز و جل » + « الكنى و الالقاب » 3 / 18 - 17 .