تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
و همو از عروه بن زيد نقل مىنمايد كه يك بار ديگر معاويه صد هزار درهم پول نقد براى عائشه فرستاد « 1 » . ابن كثير مورخ مشهور قرن هشتم از عطاء روايت مىكند كه معاويه براى عائشه در مكه ، گردن‌بندى قيمتى روانه داشت كه از نظر ارزش و بها به صد هزار درهم مىرسيد ، و عائشه هم آن را پذيرفت « 2 » . در كتاب معتبر « طبقات الكبرى » چنين گزارش شده است كه منكدربن عبدالله به نزد ام‌المؤمنين عائشه رفت . و پس از صحبتهاى ابتدائى عائشه از او پرسيد : آيا فرزند دارى ؟ منكدر پاسخ داد : خير ! عائشه گفت : اگر ده هزار درهم پول داشتم ، آن را به تو مىبخشيدم كه بدان وسيله كنيزكى خريدارى كنى ، و از او صاحب فرزند گردى . اين ملاقات پايان پذيرفت ؛ اما آن روز به شب نرسيده بود كه معاويه مقدار فراوانى پول به نزد عائشه فرستاد . عائشه گفت : چه زود مبتلا گشتيم ! سپس ده هزار درهم براى منكدر فرستاد ، و او هم بدان كنيزكى براى خويشتن خريدارى كرد « 3 » . ابن كثير حادثهء ديگرى ، از سعدبن‌عزيز نقل كرده است كه يك بار معاويه هجده هزار دينار قرض‌هاى عائشه را پرداخت . اين ديون همه به خاطر پول‌هائى بود كه عائشه به مردم بخشيده بود « 4 » . تا اين جا نمونه‌هائى از رعايت‌هاى مالى معاويه را نسبت به عائشه ديديم . البته اين‌ها نه تنها رفتار معاويه بود ، بلكه امراى اموى نيز به همين سان عمل مىكردند ، و هر گاه و بيگاه هدايائى براى او مىفرستادند . از جملهء اين‌ها ، عبدالله بن عامر فرماندار بصره است كه يك بار براى عائشه هدايائى متشكل از پول و لباس فرستاد « 5 » . با همهء بعد زمان و فاصله‌اى كه ما با دوران معاويه و عائشه داريم ، ملاحظه مىكنيم كه نمونه‌ها و مدارك موجود در زمينهء مراعات مالى حكمت اموى
هامش
( 1 ) « حليه الاولياء » 2 / 47 + « سير اعلام النبلاء » 2 / 131 + « ابن كثير » 7 / 137 - 136 + « المستدرك » 4 / 13 . ( 2 ) « ابن كثير » 7 / 137 + « سير اعلام النبلاء » 2 / 131 ، در پايان حديث اضافه مىكند كه اين پول را در ميان همسران رسول اكرم ( ص ) قسمت كرد . ( 3 ) « طبقات الكبرى » 5 / 18 ، در شرح حال المنكدر . ( 4 ) « ابن كثير » 8 / 136 + « سير اعلام » 2 / 131 ، بدهكارى را تا دوازده هزار دينار برآورد كرده است . ( 5 ) « مسند احمد » 6 / 77 ، 259 ، اين عبدالله پسر دائى عثمان است ، شرح حال او را در مجلد اول ترجمهء اين كتاب بنگريد .