فرزند پيغمبر ( ص ) در كنار جدش جلوگيرى كردند . عائشه هم بر استرى نشست ، و در برابر مردم و تشييع كنندگان فرياد برآورد : اين خانه ، خانهء من است ، و به هيچ كس اجازهء دفن در آن را نمىدهم ! ؟
قاسم نوادهء ابوبكر پيش آمد و گفت : اى عمه ! ما هنوز سرهايمان را از خونهاى روز جنگ جمل شستشو ندادهايم ، آيا مىخواهى در آينده روزى را هم به نام « روز استر » بنامند ؟
البته جبههء علوى نيز بيكار ننشسته بود . گروهى گرد حضرت حسين ( ع ) جمع شده گفتند : آل مروان را به ما واگذار ، بخداى سوگند ! اينان نزد ما چون لقمهى بيش نيستند !
امام فرمود : برادرم وصيت كرده است كه در پاى جنازهء او حتى قطرهاى خون بر زمين ريخته نشود .
سپس جسد امام بزرگوار حضرت مجتبى عليه السلام را به قبرستان بقيع بردند ، و در كنار جدهاش فاطمه بنت اسد مادر حضرت امير به خاك سپردند . « 1 » .
اين فعاليتهاى امالمؤمنين عائشه كه نشانههاى خصومت و دشمنى ديرينهء وى با اهل بيت بود ، ميان عائشه و بنى اميه بويژه معاويه همكارى و وابستگى نزديك و محكم ايجاد كرد ، و سبب شد كه معاويه و حكمرانان او در بزرگ داشت عائشه بكوشند ، و او را از عطاياى مالى خود برخوردار كنند .
هامش
( 1 ) « يعقوبى » 2 / 200 به بعد .