تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

1 عوامل دوستى عائشه و امويان

فيوماً علي بغل ، و يوماً علن جمل « اى عائشه ! يك روز براى مبارزه با خاندان رسول بر استر سوار مىشوى ، و روز ديگر بر شتر » در گذشته ، ملاحظه شد كه معاويه تا چه حد در دشمنى با امام اميرالمؤمنين پافشارى و كوشش داشت ؛ تا آنجا كه در دوران حكومتش ، با او به هر صورت ممكن جنگيد ، و مبارزه كرد ، و پس از اين كه آن حضرت ، در مسجد كوفه شربت شهادت نوشيد ، مبارزات خود را به صورت جنگ سرد درآورد ، و لحظه‌اى از تبليغات سوء عليه امام و ناسزا و لعن بر وى ! دست نكشيد ، و نيز مشاهده كرديم كه عائشه هم در حيات اميرالمؤمنين ( ع ) با او با نهايت قدرت و توانش جنگيد ، و آنگاه كه امام به سراى باقى شتافت ، و به دست ابن‌ملجم كشته شد ، چون از اين حادثه آگاه گشت ، از شدت شادى و سرور سجدهء شكر كرد . « 1 » سپس شادمانه اين شعر را بر زبان راند : على جان سپرد ، و براى وى ديگر بازگشتى وجود ندارد . با درگذشت وى آن چنان غرق شاديم كه خانوادهء مسافر ، از بازگشت عزيز خويش به نشاط و سرور اندر مىشود ! مرگ على ديدگان مرا روشنى بخشيد . * « 2 »
هامش
( 1 ) « طبرى » 6 / 160 - 155 حوادث سال پنجاه و يك + « ابن ثير » 3 / 209 - 202 + « الاغانى » 16 / 10 + « ابن عساكر » 2 / 379 . ( 2 )فالقت عصاها و استقر بها النوى * كما قر عينا بالاياب المسافر