بتواند طرح ولايتعهدى يزيد را عملى كند ، اين است كه در ميان سران و سردمداران قوم خويش - بنىاميه - ايجاد اختلاف نمايد . از اين رو فرمانى نوشت ، و براى حاكم مدينه سعيدبن العاص فرستاد ، و در آن دستور داده بود ، خانهء مروان بن حكم را خراب كرده و همهء اموال او از جمله « فدك » را مصادره نمايد ! !
ابن اثير مىنويسد : در سال پنجاه و چهار هجرى معاويه سعيدبنالعاص را از حكومت مدينه عزل نموده و مروان را به جاى او قرار داد . عليت اين بود كه معاويه در دوران حكومت سعيد ، به وى نامه نوشته در آن فرمان منهدم ساختن خانهء مروان و مصادرهء تمام اموال او را صادر كرد ، و حتى « فدك » را كه در گذشته به وى بخشيده بود ! در اين فرمان مستثنى نساخت . اما سعيدبنالعاص دستور او را نشنيده گرفت ، و بدان عمل نكرد . خليفهء حيلهگر نامهء ديگر نوشت . باز سعيد بدان گوش نسپرد . اما دو نامه را در نزد خود نگهداشت . معاويه وى را عزل كرده براى بار ديگر مروان را به حكومت تعيين نمود . آنگاه نامهاى به دو نگاشت ، و در آن فرمان داد كه خانهء سعيد را ويران ساخته و اموالش را مصادره نمايد !
مروان به همراهى چند مأمور ، به سوى خانهء سعيد روانه شد ، تا آن را ويران سازد . قبل از شروع به انهدام ، سعيد از خانه بيرون آمده از مروان پرسيد : اى پدر عبدالملك آيا مىخواهى خانهء مرا منهدم سازى ؟
مروان گفت : بلى ! اميرالمؤمنين ! اين چنين نامه نوشته و فرمان داده است . حتى اگر او به شما هم فمران خراب كردن خانهء مرا مىداد ، بىدرنگ اجرا مىكرديد !
سعيد گفت : من اين كار را نمىكردم .
مروان گفت : آرى ! بخداى سوگند ! آن را انجام مىداديد .
سعيد پاسخ داد : نه هرگز چنين كارى نمىكردم .
در اين موقع دو نامهء معاويه را به وى نشان داد ، و گفت : معاويه مىخواهد در ميان ما اختلاف و تفرقه بياندازد ! مروان چون از آن نامهها آگاهى يافت ، و
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٧٦