8 بيعت يزيد در مدينه
ان قومك ابوا اجابتك الي بيعتك ابنك
« معاويه ! خويشاوندانت از پذيرفتن فرمان تو دربارهء
بيعت يزيد ، سرباز مىزنند . »
مروان بن حكم
در كتاب « تاريخ الامامهء و السياسهء » ابن قتيبه چنين گزارش شده است : معاويه به مروان كه حاكم وى در مدينه بود ، نامهاى نگاشت ، و از وى خواست كه بيعت يزيد را بديشان پيشنهاد كند . اين خواسته بر مروان گران آمد . از آن طرف سران قريش ساكن در مدينه ، به هيچ وجه حاضر تشدند كه زير بار بيعت يزيد بروند . مروان به معاويه نامه نوشت كه خويشاوندان تو از پذيرش نظرت دربارهء بيعت پسرت خوددارى مىكنند . شما نظرتان را براى من بنويسيد .
معاويه از رفتار مروان و پاسخ منفى وى در خشم شده او را از حكومت بر مدينه عزل نمود ، و به جاى وى سعيدبنالعاص را فرمانروا ساخت . مروان با گروهى از افراد بنىاميه به شام سفر كرد ، در حالى كه در آتش غضب مىسوخت ، به نزد معاويه رفت ، و در مجلس ملاقات با وى سخنانى درشت گفت . اما معاويه سياستمدار حيلهگر ، مصلحت در تندى نديد ، لذا با نهايت خونسردى و ملايمت با وى برخوردكرد . سپس با افزودن حقوق ، او را راضى ساخته به مدينه بازگردانيد « 1 » .
پس از اين واقعه معاويه به نقشهء تازهاى انديشيد . بهترين راه براى اينكه
هامش
( 1 ) « الامامه و السياسه » 1 / 146 - 144 + « مسعودى » 3 / 37 با مختصر تغيير و اختصار ، چ محمد محيى الدين عبدالحميد .