و پنهانى در صدد برداشتن اين مانع برآمد !
مدتى گذشت . عبدالرحمن بن خالد مريض شد . معاويه طبيب مخصوص خويش را كه مردى يهودى بود ، براى عيادت و مداوا به نزد او فرستاد . اين طبيب رازدار معاويه به شمار مىآمد ؛ لذا فرمان يافت كه به هر وسيله كه ممكن است ، عبدالرحمن را مسموم سازد . طبيب خود فروخته ، فرمان معاويه را مو به مو به اجرا در آورد . و مريضى بىگناه را مسموم ساخت . سم آن چنان سخت بود كه شكم عبدالرحمن را شكافت و با سرعت زياد او را به دامان مرگ رها نمود « 1 » .
طبرى و ابناثير داستان را به شكل ديگرى نقل مىكنند : معاويه به پزشك مخصوص خويش كه مردى مسيحى مذهب بود ، و ابناثال نام داشت ، دستور داد كه به هر حيله ممكن مىشود ، عبدالرحمن را به قتل برساند ، و در برابر اين خدمت از پرداخت ماليات ، در تمام عمر معاف گرديده و مأمور دريافت ماليات شهر حمص گردد كه عنوانى پاداشى براى او داشته باشد ! طبيب جنايتكار ، عبدالرحمن را مسموم ساخت ، و نظر پليد معاويه را اجرا نمود معاويه هم در برابر خدمت او به وعدهء خويش وفا نمود ! ! « 2 » .
ابن عبدالبر اضافه مىكند : پس از مرگ عبدالرحمن ، برادرش مهاجر ، پنهانى به دمشق مسافرت نمود ، و به همراهى غلام خويش ، در كمين طبيب يهودى نشست . شب هنگام كه طبيب از نزد معاويه خارج مىگشت ، به دو حمله بردند ، و همراهيان وى را فرارى ساخته او را به قتل رسانيدند . پس از نقل حادثه ، ابن عبدالبر مىنويسد : اين داستان در ميان دانشمندان شهرت دارد .
هامش
( 1 ) « الاستيعاب » 2 / 396 ، شرح حال شماره 1697 + « اسدالغابه » 3 / 289 ، ابن عبدالبر در شرح حال عبدالرحمن مىگويد : « و كان ممن ادرك النبى و كان من فرسان قريش و شجعانهم و كان له فضل و هدى حسن و كرم الا انه كان منحرفا عن على و ذكر اخاه الاتيذكره كان مع على بصفين » .
( 2 ) « طبرى » 6 / 128 + « ابن اثير » 3 / 195 + « المغتالين من الاشراف » / 47 + « ابن كثير » 8 / 31 + « الاغانى » 14 / 13 + « ابن شحنه » 11 / 133 در هامش اين ثير .