تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
4 - سپس طبرى اضافه مىكند كه ، در اين هنگام جوانى از قبيلهء جهينه به پيش محمدبن‌طلحه ، كه مردى زاهد بشمار مىرفت آمد ، و از وى كشندگان عثمان را سراغ گرفت . محمد گفت : خون عثمان در ميان سه نفر است ؛ يك سوم آن ، در گردن اين بانوى كجاوه سوار ( عايشه ) قسمت دوم آن ، در گردن مردى كه بر اين شتر سرخ موى سوار است ( طلحه ) و قسمت سوم خون عثمان نيز ، در گردن على مىباشد ! جوان از گفتار محمد خنديد ، و اشعارى بدين مضمون سرود : دربارهء قتل كسى كه از دفن او در قبرستان مسلمانان جلوگيرى نمودند - عثمان - از پسر طلحه توضيح خواستم . در جوابم گفت خون وى در گردن اين سه نفر است . يكى زن كجاوه سوار و دومى اين مرد شتر سوار . سومى نيز علىبن‌ابيطالب است . و اما ما ، مردم صحرا نشين بوديم ، و در اين امور دخالتى نداشتيم . در جواب وى گفتم : راست گفتى كه كجاوه سوار ، و شتر سوار ، از كشندگان عثمانند . ولى دربارهء على به خطا رفتى و راه اشتباه پيمودى « 1 » .
هامش
( 1 )سألت ابن طلحه عن هالك * بجوف المدينه لم يقبر فقال ثلاثه رهط هم * اماتوا ابن عفان و استعير فثلت على تلك فى خدرها * و ثلث على راكب الاحمر و ثلث على بن طالب * و نحن بدويه قرقر فقلت صدقت على الاولين * و اخطأت فى الثالث الازهر( طبرى 5 / 176 )