آمدهاى از همين جا به خانهء خود برگرد ، و اگر تو را با اجبار و اكراه به اين جا كشاندهاند از مسلمانان استمداد كن ! تا تو را از دست آنان كه مجبورت ساختهاند ، برهانند ، و به خانهات برسانند « 1 » .
3 - طبرى به گفتار خود چنين ادامه مىدهد : سخنان جاريه كه به پايان رسيد جوانى از بنىسعد به پا خاست و خطاب به طلحه و زبير گفت :
زبير ! مگر تو يار و هوادار رسول خدا ( ص ) نبودى ؟ طلحه ! مگر تو نبودى كه در مقابل شمشير دشمنان ، با جان و دل ، از رسولخدا حمايت نمودى ؟ !
ولى امروز چه شد كه آنهمه يارى و وفادارى ، به ظلم و خيانت مبدل گرديد ؟ !
من هرگز ، با شما مردم ، كه زنان خود را در خانه گذاشته ، و همسر رسول خدا ( ص ) را با خود به اينجا كشاندهايد همكارى نخواهم نمود ، وبدين عمل شما راضى نخواهم بود .
آن جوان اين بگفت ، و خود را از لشكربه كنار كشيد ، و در همانجا اشعارى بدين مضمون سرود :
به خدا سوگند اين كمال بىانصافى است كه زنان خود را در خانهها نشانديد و همسر رسول خدا را به ميدان جنگ كشانديد .
وظيفهء عايشه در خانه نشستن و حفظ آبروى خود بود ، اما هوس بيابانگردى و تاختن با اسبان به روى چيره شد .
او هدفى جز اين ندارد ، مسلمانان كه همچون فرزندان اويند در پيشاپش وى با شمشير و نيزه با همديگر بجنگند و او نيز بر آنان تماشا كند .
طلحه وزبير نيز احترام و حيثيت او را بر باد دادند ، اين است هدفهاى پست و آرمانهاى شوم آنان « 2 »
هامش
( 1 ) طبرى 5 / 176 .
( 2 )صنتم حلائلكم و قدتم امكم * هذا لعمرك قله الانصاف
امرت بجر ذيولها فى بيتها * فهوت تشق البيد بالايجاف
غرضاً يقاتل دونها ابنائها * بالنبل و الخطى و االاسياف
هتكت بطلحه و الزبير ستورها * هذا المخبر عنهم و الكافىطبرى 5 / 176