تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
پس ، ما مردم چه اعتراضى بر وى داريم ؟ ! و چگونه و چرا باوى بجنگيم ؟ ! سخن آن مرد كه به اين جا رسيد ، عده‌اى از لشكريان عايشه ، از حق‌گوئى وى به خشم آمده ، و تصميم به قتل وى گرفتند ، بستگان و اقوام او نيز ، به يارى وى به پا خاستند و از او دفاع نمودند ، تا جان به سلامت برد و از ميان لشكر فرار نمود . ولى حادثه در اين جا به پايان نرسيد ، و روز ديگر در ميان لشكر عايشه ، و قبيلهء آن مرد ، جنگى به وقوع پيوست ، و هفتاد تن از قبيلهء او را ناجوانمردانه به قتل رسانيدند « 1 » . هنگامى كه اين جريان به گوش امام ( ع ) رسيد ، بيش از حد ناراحت گرديد ، و اشعارى چند در سوكشان سرود كه مضمون آن چنين است : جاى بسى تأسف و تأثر از ظلمى كه بر ربيعه وارد گرديده است . ربيعه‌اى كه نسبت به رهبرشان هميشه گوش به فرمان ، و مردم مطيعى بودند . آرى آنان هميشه طرفدار حق بودند . و در راه حق خون خود را نثار نمودند « 2 » . 2 - باز طبرى از نصربن‌مزاحم نقل مىكند كه : « جاريه‌بن‌قدامه » در مقابل لشكر عايشه قرار گرفت و بوى گفت : عايشه ! به خدا سوگند گناه ريختن خون عثمان ؛ كمتر از اين بود كه ، تو بر اين شتر نفرين شده سوار گردى و از خانه‌ات بيرون آمده همچون مردان به ميدان جنگ رهسپار شوى ، عايشه ! تو در جامعهء اسلامى احترام و ارزش داشتى ، اما با اين عمل ، ارزش خود را بر باد دادى ، احترام و عظمت خود را در هم شكستى ، و خود را در معرض كشته شدن قرار دادى زيرا كسى كه با تو بجنگد ، ديگر از ريختن خون تو ابا نخواهد داشت . عايشه ! اگر به دلخواه و با اختيار خود ، اين همه راه را پيموده ، و به اين جا
هامش
( 1 ) طبرى 5 / 178 . ( 2 )يا لهف قلبى على ربيعه * ربيعه السامعه المطيعه سنتها كانت بها الوقيعه( طبرى 5 / 204 )
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 63 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى