عايشه ! روشى كه تو انتخاب كردهاى ، آنچنان مخالف شئون انسانى و زننده است كه اگر من بجاى تو بودم ، و به من دستور داده مىشد به بهشت بروم حيا مىكردم كه در آنجا ؛ با رسول خدا ( ص ) ملاقات كنم ، تو نيز شرم و حيا را از دست مده ! و گوشهء خانهء خويش را تا دم مرگ مأوى و مسكنت قرار بده ! تا رسول خدا از تو راضى و خشنود گردد .
بنا به نقل بعضى از مورخين ، امسلمه در پايان گفتارش ، اين جمله را نيز اضافه نمود كه :
عايشه ! اگر آنچه را كه در اين باره از رسول خدا شنيدهام ، بر تو بازگو كنم ، مانند مارگزيده از ناراحتى به خود مىپيچى ، و فريادت بلند مىگردد .
عايشه در پاسخ امسلمه گفت : امسلمه ! من گرچه هميشه موعظه و نصيحت تو را مىپذيرم ، ولى نه در اين مورد ، زيرا چه نيكو سفرى است كه من در پيش دارم كه مىخواهم ؛ در ميان دو گروه از مسلمانان ، كه عداوت و دشمنى بر آنان حكمفرماست صلح و مسالمت به وجود آورده ، و به اختلافات آنان خاتمه دهم « نعم المطلع مطلعاً اصلحت فيه بين فئتين متناجزتين » « 1 » .
هامش
( 1 ) بلاغات النساء 8 ، در بعضى از كتب تاريخ آمده است ، كه امسلمه مطالب بالا را در ضمن نامهاى به عايشه نوشت . فائق زمخشرى 1 / 290 شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد 2 / 79 عقدالفريد 3 / 69 و تاريخ يعقوبى .