همهء بيوگرافى و شرح حال نويسان ، او را دروغگو و زنديق و بىدين معرفى كردهاند ولى با اين حال نويسندگان و مورخين نيز آن روايتهاى دروغين او را براى آيندگان در كتابهايشان ضبط كردهاند .
به عبارت صريحتر سازندهء تمام اين سلسله روايات ، سازنده و بافندهء اين گونه تاريخهاى دروغين مردى است بنام « سيفبنعمر تميمى كوفى » كه مىگويند در حدود سال 170 هجرى وفات نموده است .
او در دوران زندگى خود داستانهاى دروغين و افسانههاى زيادى از پيش خود بافته و در ميان كتب تايخ وارد ساخته است . از جمله اين كه « سيفبنعمر » راوى دروغگو و حديثساز ، صورت مردى را در خيال خود تصوير و ترسيم نموده سپس لباس هستى و واقعيت بر تن وى پوشانيده و او را « عبداللهبن سبا » ناميده است .
آرى « عبداللهبنسباء » يك مرد خيالى و افسانهاى بيش نبود خداوند چنين كسى را نيافريده و مردى با آن خصوصيات و مشخصات به اين جهان قدم نگذاشته است او را فكر خلاق و خيال سازندهء « سيفبنعمر » ساخته است تا بتواند هر گونه دروغ وافسانهرا بنام وى انتشار دهد و دستش براى دروغسازى باز باشد .
« سيفبنعمر » كه با فكر سازند . خود عبداللهبنسباء را آفريد سپس در موارد لزوم هر چه مىتوانست داستانهائى از خود مىساخت و افسانهها و رمانهاى عجيبى به هم بافت و هم . آنها را به اسم همان « عبداللهبنسبا » ى خيالى نقل نمود و در ميان مسلمانان انتشار داد .
يكى از افسانهها بطور خلاصه اين است كه سيفبنعمر مىگويد مردى از اهل صنعاى يمن بنام « عبداللهبنسباء » كه « ابنسوداء » نيز بر وى مىگفتند در دوران خلافت عثمان تظاهر به اسلام نمود اما در واقع يك نفر يهودى قرص و دو آتشه و در عين حال يك مرد مرموز و حيلهگر ومكارى بود ، او مىخواست كه در ميان مسلمانان فتنه و فساد ايجاد كند اختلاف و دو دستگى به وجود بياورد قدرت و اتحاد مسلمانان را در هم بشكند ، وى به همين منظور آئين اسلام را پذيرفت و خود
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٧٢