خاندان در دل من جاى گرفته است و تا به امروز آن را در دل خود نهان داشتهام « 1 » .
دشمنى و عداوت عبداللهبنزبير نسبت به عموم افراد خاندان بنىهاشم بود اما در ميان آنان با على ( ع ) بيش از سايرين اظهار عداوت و دشمنى مىكرد و گاهى اين دشمنى را به صورت فحاشى و ناسزاگوئى به ساحت امير المؤمنين ابراز مىنمود . « 2 »
و از مظاهر و نمونههاى دشمنى او با بنىهاشم اين است كه محمدبنحنيفه و عبداللهبنعباس را با هفده تن ديگر از بنىهاشم كه در ميان آنان حسن فرزند امام حسن مجتبى ( ع ) نيز بود جمع نمود و در يكى از درههاى تنگ و تاريك مكه كه « دره بنىعارم » ناميده مىشد زندانى كرد و دستور داد هيزم زيادى در دهانه آن جمعآورى نمودند و تصميم گرفت پس از مدت معينى كه مهلت داده بود همهء آنان را در آنجا بسوزاند .
مختار كه از اين موضوع اطلاع حاصل نمود چهار هزار جنگجو مأمور ساخت تا خود را به سرعت به مكه رسانيدند و بنى هاشم را از آتشى كه ابنزبير آماده ساخته بود نجات دادند .
اين جريان را عدهاى از مورخين به همان صورت كه در اينجا آورديم نقل نمودهاند .
ولى ابوالفرج جريان عداوت ابنزبير با بنىهاشم و داستان محمد حنيفه و يارانش را چنين شرح مىدهد :
عبداللهبنزبير عداوت ديرين و دشمنى عميق و شديدى با بنىهاشم داشت و از هيچ تهمتى و نسبت بدى به آنان دريغ نمىداشت و مردم را به مخالفتشان تحريك و تشويق مىنمود و در كين بود ، تا فتنه و فسادى در ميان آنان به وجود بياورد و در بالاى منبر و در ضمن خطابههايش بر آنان تعريض و گاهى صراحتاً از آنان بزشتى ياد مىنمود و در بعضى مواقع ابنعباس و ديگر افراد سرشناس بنىهاشم جواب او را مىدادند .
هامش
( 1 ) مروج الذهب : 1 / 163 شرح نهج البلاغه 1 / 357
( 2 ) شرح نهج البلاغه ، 1 / 358 ، مسعودى : 5 / 163 - 164 ، يعقوبى : 1 / 7 - 8