تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
آنان اين گونه پيمان‌شكنى و آشوبگرى و خونريزى را در دوران ابوبكر و عمر به راه مىانداختند ايشان نيز به مقام دفاع مىآمدند و با آنان مىجنگيدند . مردم ! اينك افرادى از اصحاب رسول خدا در ميان اين جمعيت هستند و بر آنچه مىگويم شاهد و گواه حقند كه : هر كس از بيعت ابوبكر سر مىتافت ابوبكر و عمر با تهديد شمشير او را به زير بيعت و فرمان خود درمىآوردند و دوباره به تبيعت و پيروى از حكومت وقت وادارش مىساختند چنان كه در دوران خليفه اول عده‌اى از بيعت وى سرپيچى نمودند و پس از بيعت انصار هنوز آنان توقع داشتند ولى طولى نكشيد كه تحت فشار قرار گرفتند و مجبور به بيعت گرديدند ، و با اينكه بيعتشان از روى رضا و رغبت نبود با اين حال بيعت و پيمانشان را محترم شمردند تا آخرين روز به آن ادامه دادند اما چه كنم ؟ طلحه و زبير با ميل و رضاى خود و ازادانه با من بيعت نموده بودند ولى با اين وصف ديرى نپائيد كه پيمانشان را شكستند . آنان طمع و آرزوى امارت بصره و يمن را در سر داشتند ، ولى چون من ولعى بر اين مقام در آنان احساس نمودم اين بود كه از تفويض امارت بصره و يمن بر آنان خوددارى نمودم ، از طرف ديگر ، عشق به ثروت و فزون طلبى در دل آنان موج مىزد ، آنان بر آمال و ثروت مسلمانان چشم دوخته بودند كه مىخواستند مسلمانان را به صورت بردگان و غلامان و زنانشان را به صورت كنيزان درآورند و ثروتشان را به يغما ببرند و همه اينها از راه تجربه بر من ثابت و مسلم گرديد و مرا بر اين واداشت كه با آنان بجنگم و دستشان را از مال و جان مسلمانان كوتاه كنم مسلمانان را از فساد و شر آنان آسوده و رها سازم . سپس على ( ع ) رو به اهل بصره نمود ، اعمال زشت و دو روئى آنان را مورد نكوهش و توبيخ قرار داد و گفت : « مردم بصره ! شما سپاهيان و پيروان حيوان زبان بسته‌يى بوديد كه با صداى آن به شورش مىآمديد و حملات خود را شديدتر مىنموديد هنگامى كه آن حيوان بىزبان پى گرديد و به روى زمين غلطيد فرار را بر قرار ترجيح داديد و از ميدان كارزار گريختيد .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 222 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى