تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
عموم مسلمانان بود ، و بىگناه و مظلوم كشته شد . اى مردم بصره ! ما براى خونخواهى آن مرد پاك ، و بىگناه ، به اين جا آمده‌ايم تا كشندگان او را بدست آوريم ، و به قتلشان برسانيم تا مسلمانان ، استقلال ، و اختيارات از دست رفتهء خود را باز يابند ، و با شورا و صلاح ديد خود ، كسى را به خلافت و زمامدارى انتخاب كنند ، زيرا خلافت و زمامدارى ، براى مردم ، و حق تمام مردم است ، و كسى كه از راه استبداد ، و زور گوئى ، اين مقام را احراز نموده است ، محكوم بوده ، و پايه‌هاى كاخ حكومت استبدادى وى ، لرزان و فروريختنى است .

زبير سخن مىگويد :

پس از سخنرانى طلحه ، زبير به پا خاست ، ورشتهء سخن را به دست گرفت ، او نيز مانند طلحه دربارهء بيگناهى عثمان و اينكه على از كشندگان او است مطالبى ايراد كرد و سخنان طلحه را تأييد و تثبيت نمود . در اينجا عده‌اى از مردم بصره ، به پا خاستند ، و به طلحه و زبير اعتراض نمودند و صريحاً گفتند : طلحه ! زبير ! مگر شما نبوديد كه با على بيعت نموديد ، و پيمان اطاعت با وى بستيد ديروز چرا بيعت نموديد ، و امروز چرا پيمان شكستيد ؟ ! آنان در پاسخ مردم گفتند : ما ، به اختيار خود و از وى رضا و رغبت با على بيعت ننموديم ، بلكه ما را مجبور و وادار ساختند ، و كسى حق بيعت و طاعت در گردن ما ندارد ، تا بر ما اعتراض كند ، و ما را به پيمان‌شكنى متهم سازد . در اينجا بود كه : اختلاف شديدى در ميان اهل بصره به وجود آمد ، و هياهو و سر و صدا بلند گرديد ، زيرا عده‌اى ، از طلحه و زبير طرفدارى مىكردند ، و گفتار آنان را تأييد و تصديق مىنمودند ، و زبان به گفتن « صحيح است صحيح است » مىگشودند و عدهء ديگر نيز ايشان را تكذيب مىنمودند ، و مىگفتند : كه طلحه و زبير ، دروغ ميگويند ، و در سخن گفتن راه مكر و حيله مىپويند .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 112 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى