و شما دو تن نيز با آغوش باز و رضاى خاطر ، با من بيعت نموديد ، امروز من شما را استيضاح مىكنم ؛ و در اين باره توضيح مىخواهم ، كه اگر بيعت شما ، آن روز با رضاى خاطر ، و از روى اختيار بود ، چرا امروز پيمانشكنى مىكنيد ، و بيعت خود را به هم مىزنيد ؟ !
از خدا بترسيد ! و از گناه پيمانشكنى توبه كنيد ! و اگر بدون رضاى خاطر با من بيعت نموده بوديد ، در اين صورت نيز من حق اعتراض بر شما دارم ، زيرا معلوم مىشود شما افرادى دو رو و منافق بوديد ، و عملى را كه خود بر آن ايمان نداشتيد ، انجام دادهايد به ظاهر با من موافقت كرده ، و در باطن راه مخالف پيمودهايد .
اى طلحه ! اى بزرگ مرد مهاجرين ! اى زبير ! اى شهسوار قريش ! اگر شما پيش از بيعت با من مخالفت مىنموديد ؛ براى شما بهتر و آبرومندانهتر از اين بود ، كه آن روز با من بيعت كنيد ، و امروز راه پيمانشكنى را پيش بگيريد .
عايشه ! تو نيز ، امر خدا و فرمان پروردگارت را زير پا نهادى ؛ گفتار و دستور همسرت رسول خدا را ناديده گرفتى ، كه بر خلاف فرمان خدا و دستور پيامبر ، از خانهات به در شدى .
تو مىخواهى كارى را كه مربوط به تو نيست انجام دهى ، و با اين حال چنين مىپندارى ، كه از اين راه در ميان مسلمانان ايجاد صلح و صفا خواهى كرد ، وه ! چهقدر اشتباه كرده و از حقيقت به دور رفتهاى ! ! !
عايشه ! به من بگو ! كه زنان را با لشكر كشى چه كار ؟ ! زن كجا و با مردان به مقام جنگ آمدن كجا ؟ ! عايشه ! حقيقت اين است كه تو مىخواهى در ميان مسلمانان فتنه و فساد برپا كنى و خون مسلمانان بىگناه را بريزى .
عايشه ! تو به خيال خودت به خونخواهى عثمان قيام نمودهاى ، تو را با خون عثمان چه كار ؟ ! و به تو نمىرسد كه خونخواهى عثمان را عنوان كنى ، زيرا او از بنىاميه و تو از قبيلهء تيم هستى ، وانگهى مگر تو نبودى كه ديروز فرمان به قتل وى ميدادى ؟ و مىگفتى : بكشيد اين مرد احمق و يهودى را ! بكشيد او را ! كه از اسلام برگشته است و امروز چگونه به خونخواهى و طرفدارى وى به پا خاستهاى ؟ !
عايشه ! از خدا بترس ! و بخانهات برگرد ! و پردهء عفت خود را مدر !
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٠١