بلكه ، به سادگى بر اثر فقر و تنگدستى به ننگ و فحشا كشيده شده آبروى خانواده خود را بر باد مىدهند .
2 ) به علت خصوصيات جسمانى كه دارند بسادگى در شكستها و عقبنشينىها به دست دشمن گرفتار شده به اسيرى و بردگى برده مىشوند .
3 ) در قبيله و خانواده نقش مصرف كننده را به عهده دارند ، و سر بار سفره تهى و خالى از نان آنان خواهند بود و جاى مردان و پسران كار آمد و فعال خانواده و قبيله را خواهند گرفت :
« و اگر بكى از آنان به دخترى مژده داده شود ، از شدت خشم و اندوه رخسارش بسياهى گرايد و خويشتن را از چنين مژده ( نكبت بارى ) پنهان كند ؛ ( با خود مىانديشد كه ) آيا او را به خوارى و ذلت نگهدارد ، يا او را به زير خاك پنهان سازد ؟ » ( آيهء 58 - 59 از سورهء نحل ) .
دخترانى كه به اين ترتيب زنده مىماندند وضع زندگيشان معلوم بود . گذشته از آن ، زن در جامعه آن روز عربستان مقامى و محلى از اعراب نداشت . در نظر مردان كالائى بود براى اطفاء شهوت مردان ، و گاهى چون ديگر كالاها به فرزند ارشد به ارث مىرسيد و وارث ، مالكالرقاب او بوده آزاد بود كه او را به هر كسى كه مىخواهد ببخشد و يا تزويج نمايد ، كنيزكان خود را به خودفروشى وا مىداشت ، او م مجبور بود تا درآمد خود را از اين راه به ولى نعمت خويش تسليم كند و يا بنا بخواسته و اراده ارباب ، خود را در آغوش اين و آن اندازد از ارث محروم باشد ، اسير ، برده ، رانده شده ، منفور ، و عنصرى پليد و فاقد ارزش و مايه دردسر ، و سر بار جامعه به حساب آيد و بالاخره نه تنها اختيارى در مال و منال خود نداشته باشد ، بلكه حق حيات و نحوه زيستن نيز او سلب شده باشد خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد :
« وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
( 33 / نور ) :
« با جبر و اكراه كنيزكان خود را به زنا وا نداريد آنهائى كه خواهان عفت مىباشند شما با اين كار در پى مال دنيا هستيد آن كس كه آنها را با اكراه وا مىدارد خداى پس از آن آمرزنده و با رحمت است »