تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
كينه‌اى كه نسبت به على بن ابىطالب داشتند ، مىشناختيم . « 1 » عبداللّه بن عباس گويد : ما در زمان رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله منافقان را به دشمنىشان با على بن ابىطالب مىشناختيم . « 2 » جابربن عبداللّه انصارى گويد : ما منافقان را جز به دشمنى با على بن ابىطالب نمىشناختيم . « 3 » به خاطر اين روايات و به خاطر سخن رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله در حق امام على عليه السلام كه فرموده : أللّهُمَّ والِ مَنْ والاه وَ عادِ مَنْ عاداه ؛ خداوندا دوستدار على را دوست بدار و دشمن على را دشمن شمار . « 4 » به خاطر همه اينها ، پيروان مكتب اهل بيت عليهم‌السلام در گرفتن معالم و معارف دين خود از صحابه‌اى كه با على عليه السلام دشمنى كرده و او را دوست نداشتند ، احتياط مىكنند . زيرا ، پرواى آن دارند كه آن صحابى از منافقينى باشد كه جز خداوند كسى آنان را نمىشناسد .
هامش
( 1 ) . ابوسعيد بن مالك بن سنان خزرجى خدرى ، در جنگ خندق و پس از آن شركت كرد . در سال 63 يا 64 يا 65 در مدينه وفات كرد . برخى سال 74 گفته‌اند . صاحبان صحاح 1170 حديث از او روايت كرده‌اند . شرح حالش در اسدالغابة ج 2 ، ص 289 ، تقريب التهذيب ( ج 1 ، ص 289 ) و جوامع السيره ( ص 276 ) آمده است . حديث او درباره منافقان در صحيح ترمذى ( ج 13 ، ص 167 ) و حلية الاولياء ابو نعيم ( ج 6 ، ص 284 ) موجود است . ( 2 ) . تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 153 . ( 3 ) . جابربن عبداللّه عمرو انصارى ، صحابى فرزند صحابى ، در بيعت عقبه با پدرش حضور داشت و در 17 جنگ با پيامبر شركت كرد . در جنگ صفين نيز با امام على عليه السلام بود . پس از سال 70 در مدينه وفات كرد . صاحبان صحاح 1540 حديث از او روايت كرده‌اند . شرح حالش در اسدالغابة ج 1 ، ص 256 - 257 ، تقريب التهذيب ( ج 1 ، ص 122 ) و جوامع السيرة ( ص 276 ) آمد است ، روايتش درباره منافقان در الاستيعاب ( ج 2 ، ص 462 ) ، رياض النضرة ( ج 2 ، ص 284 ) تاريخ ذهبى ( ج 2 ، ص 198 ) و مجمع الزوائد ( ج 9 ، ص 133 ) موجود است . ( 4 ) . صحيح ترمذى ، ج 13 ، ص 165 ، باب مناقب على عليه السلام ، سنن ابن ماجه باب فضل على ، حديث 116 ؛ خصائص نسائى ، ص 4 - 30 ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 84 - 88 و 118 - 119 و 152 - 330 و ج 4 ص 281 - 368 و 370 - 372 ، و ج 5 ، ص 307 - 347 و 350 - 358 و 361 - 336 و 419 - 568 ) ، مستدرك صحيحين ؛ ج 2 ، ص 129 ، و ج 3 ، ص 9 ؛ رياض النضرة ، ج 2 ، ص 222 - 225 ؛ تاريخ بغداد ، ج 7 ، ص 377 و ج 8 ، ص 290 و ج 12 ، ص 343 و مصادر بسيار ديگر .