دهد كه با آن راه برويد و شما را بيامرزد كه خداوند آمرزنده و رحيم است .
سعد بن طريف نقل مىكند كه امام باقر عليه السلام درباره و يجعل لكم نورا تمشون به ، فرمود هر كس به
ولايت على عليه السلام تمسك جويد ، داراى نور است . « 1 »
ه )
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
؛ « 2 » سوگند به پروردگارت كه آنها را ، همگى ، بازخواست مىكنيم .
از سدى نقل شده است كه اين گروه از ولايت على عليه السلام بازخواست مىشوند . « 3 »
و )
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ . . . ؛
« 4 » خداوند مؤمنانى را كه ايمان استوار آوردهاند ، در زندگانى دنيا و در آخرت پايدار مىدارد .
ابن عباس مىگويد كه قول ثابت ، ايمان به ولايت على بن ابىطالب عليه السلام است . « 5 »
ز ) . . .
وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ
؛ « 6 » ابراهيم گفت : خدايا ، من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار .
از عبداللّه بن مسعود چنين نقل شده است :
رسولخدا صلىاللهعليهوآله فرمود : من خواسته پدرم ابراهيم هستم . گفتيم : يا رسولاللّه ، چگونه شما خواسته پدرت ابراهيم شدى ؟ فرمود : خداى عزوجل به ابراهيم وحى كرد و فرمود : من تو را امام مردمان قرار مىدهم . ابراهيم اندكى شاد شد و گفت : خدايا ، از نسل من نيز امامانى مثل من باشد ؟ خداوند به او وحى كرد : اى ابراهيم ، من با تو عهدى نمىبندم كه بدان وفا نكنم . ابراهيم گفت : خدايا ، عهدى كه بدان وفا نكنى كدام است ؟ فرمود : من امامت را به ظالمان از نسل تو نمىدهم ، ابراهيم گفت : خدايا ، ظالمان از نسل من كه امامتت به آنها نمىرسد كيانند ؟ فرمود : كسى كه به جاى من بتى را پرستش كند ، شايسته امامت نباشد . ابراهيم گفت
: وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ
. دعاى ابراهيم در نهايت به من و برادرم على رسيد ، چون هيچ يك از ما ، هرگز براى بتى سجده نكرديم . بدينرو ، خداوند مرا به نبوت و على را به وصايت برگزيد . « 7 »
هامش
( 1 ) . حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 2 ، ص 228 .
( 2 ) . سوره حجر ، آيه 192
( 3 ) . حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 1 ، ص 325 .
( 4 ) . سوره ابراهيم ، آيه 27 .
( 5 ) . بحرانى ، سيدهاشم ، البرهان فى تفسيرالقرآن ، ج 2 ، ص 315 .
( 6 ) . سوره ابراهيم ، آيه 35 .
( 7 ) . شيخ طوسى ، الامالى ، ص 388 .