منصوب كرد و فرمود هر كه من مولاى اويم ، اين على مولاى اوست ، اين فرموده در شهرها پخش شد ، و نعمان بن حرث فهرى نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله آمد و گفت ، از سوى خدا فرمانمان دادى تا لا إله الا الله بگوييم و تو را رسول خدا بدانيم ، دستورمان دادى تا جهاد كنيم و حج بگزاريم و نماز به جاى آوريم و زكات بپردازيم و روزه بگيريم ، ما همه اينها را از تو پذيرفتيم ، ولى تو راضى نشدى تا اين جوان را جانشين خود ساختى و گفتى هر كه من مولاى اويم ، اين على مولاى او است ، اين خواست تو است يا فرمان خدا است ؟ پيامبر فرمود : سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست ، اين كار از سوى خدا است . نعمان روى برتافت و در همان حال مىگفت : خدايا ، اگر اين حق است و از سوى تو است ، پس ، از آسمان بر ما سنگى ببار يا عذاب دردناكمان فرود آر ! خداوند سنگى رها كرد و او را كشت و اين آيات را فرستاد :
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ
. . . . « 1 »
و )
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ؛
« 2 » آنها را از نحوه سخنشان مىشناسى .
از ابوسعيد خدرى نقل شده است كه مراد خداى عزوجل از اين آيه ، كينه منافقان از على بن ابىطالب عليه السلام است . « 3 »
ز )
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ ؛
« 4 » آيا مؤمن همانند فاسق است ؟ نه ، هرگز برابر نيستند .
ابن عباس مىگويد :
على عليه السلام و وليد بن عقبه معارضه كردند . وليد گفت : من نيزهام از تو تيزتر ، زبانم از تو رساتر ، و جايگاهم در سپاه از تو فراگيرتر است . على به او گفت : ساكت شو اى فاسق ! و خداوند اين آيه را فرستاد :
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ .
« 5 »
ح )
أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ
؛ « 6 » در جهنم افكنيد هر ناسپاس كينهتوز را .
هامش
( 1 ) . طبرسى ، فضل بن حسن ، مجمع البيان فى تفسيرالقرآن ، در تفسير آيات مذكور .
( 2 ) . سوره محمد ، آيه 30 .
( 3 ) . ابن مغازلى ، مناقب على بن ابىطالب ، ص 80 .
( 4 ) . سوره سجده ، آيه 18 .
( 5 ) . حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 1 ، ص 446 ؛ واحدى نيشابورى ، اسبابالنزول ، ص 263 .
( 6 ) . سوره ق ، آيه 24 .