تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مىگويند : سنت رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله مؤيد آن است كه آنچه براى قبر نبى خدا اسماعيل و مادرش هاجر و دوشيزگان او و ساير انبياى مدفون در حجر اسماعيل و بيت‌اللّه الحرام انجام شده و برخى از آنها قرنهاى متمادى پس از عصر رسول اكرم صلىالله‌عليه‌وآله نيز عيان و آشكار و در ديد همگان است ، همگى مشروع و مجازند . زيرا ، رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله خود شخصا حجر اسماعيل را طواف كرده و ذريه رسول اللّه صلىالله‌عليه‌وآله و صحابه نيز متابعت نموده و نيكان و پاكان مسلمان تا به امروز ، بر اين سنت استوار ، و بر انجام آن پاى فشارند .

سوم : سنت رسول خدا در زيارت قبر مادر و گريستن و گرياندن صحابه و ترميم قبر

چهارم : استدلال به اطاق سقف‌دار

اطاقى كه قبر رسول خدا صلى الله عليه‌وآله و دو خليفه ابوبكر و عمر در آن است و گنبد سبز رنگ افراشته بر فراز آن ، كه امروزه شاهد آنيم .

پنچم : ترغيب و تشويق مسلمانان از سوى رسول خدا صلى الله عليه وآله به زيارت قبر خود

ششم : زيارت پاره تن رسول اللّه صلى الله عليه وآله فاطمه زهرا عليهاالسلام از قبر پدرش رسول خدا صلى الله عليه وآله

و زيارت

صحابى ابو ايوب انصارى از همان قبر

پس ، زيارت قبور انبياء و اولياء و بناى عمارت بر آنها و مسجد گزيدن و عبادتگاه گرفتن اين قبور ، از سنتهاى بنيادين خداى رحيم و رسول كريم اوست . بنابراين ، اولين [ پيشواى ] قبرگرايان - آنگونه كه برخى تعبير مىكنند - رسول خدا صلى الله عليه وآله است و پس از او پاره تنش فاطمه عليهاالسلام و بعد صحابه والامقام ، و سپس ما شيعيان و محبان ! و اين شرافت ما را بس كه همگى پيرو رسول اللّه صلى الله عليه‌وآله بوده و آن حضرت الگو و مقتداى ما باشد . آرى ، اگر امروزه نيز ، مجال و فرصت يابيم ، از سنت رسول خدا صلى الله عليه وآله در گريستن بر قبور انبياء و اولياء و ترميم آنها پيروى كرده و زيارت قبر مبارك آن حضرت را سرلوحه آنها قرار مىدهيم ، و در اين كار به صحابى نيكوكار ابوايوب انصارى اقتدا كرده و صورت بر تربت پاك قبر رسول خدا صلى الله عليه وآله مىنهيم و از پاره تنش فاطمه عليهاالسلام درس گرفته خاك قبرش را مىبوييم و زمزمه مىكنيم :
راستى آنكه شميم سركويت بوييد * چه غم ار بوى دو عالم به مشامش نرسد بر من آن شد كه اگر بر همه ايام رود * ظلمت دهر به تاريكى شامش نرسد
ولى چه بگوييم كه در چشم خار و در گلو استخوان است . و انّا للّه و انّا اليه راجعون !