تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
كانت أو غير حسيّة لتكون وجه الشّبه كقول الشاعر :

بحث پنجم دربارهء تشبيه تمثيل است .

تشبيه تمثيل از غير تمثيل رساتر است چون وجه‌شبه آن داراى تفصيلى است كه نياز به ژرف‌كردن تفكر و باريك‌انديشى دارد . تشبيه تمثيل بازتاب بزرگترى در معانى ايجاد مىكند ، ارزش معانى را بالا مىبرد و قدرت معانى را در تحريك انسانها چندين برابر مىسازد . بنابراين اگر تمثيل ستايش باشد دلپذيرتر ، و اگر نكوهش باشد دردخيزتر ، و اگر برهان و دليل باشد روشن‌تر مىگردد ؛ و ازاين‌رو احتياج به زحمت ذهن در فهميدنش هست كه بتواند صورت برداشت شده از چيزهاى گوناگون را استخراج كند ، چه آن چيزها حسى باشد و چه غيرحسى ؛ براى اين‌كه آن صورت استخراج شده وجه‌شبه گردد . مانند سخن شاعر :
و لاحت الشّمس تحكى عند مطلعها * مرآة تبر بدت فى كفّ مرتعش
و خورشيد هنگام [ در جاى ] طلوعش آشكار گشت در حالى كه حكايت مىكرد آيينهء طلايى را كه در دست لرزانى ظاهر شده باشد . فمثّل الشّمس حين تطلع حمراء لامعة مضطربة بمرآة من ذهب تضطرب فى كفّ ترتعش . شاعر خورشيد را هنگامى كه سرخ‌فام ، درخشنده و مضطرب طلوع مىكند ، تشبيه تمثيلى كرده است به آيينه‌اى از طلا كه در دست لرزش‌دار حركت مىكند . و تشبيه التمثيل نوعان : الاوّل : ما كان ظاهر الأداة نحو :
« مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً »
« 1 » و تشبيه تمثيل دوگونه است : 1 - آنچه ادات تشبيه در آن آشكار است ؛ مانند : « مثل . . . » كسانى كه مكلّف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نكردند ، مانند درازگوشى هستند كه كتابهايى را حمل مىكند . ( آن را بر دوش مىكشد اما چيزى از آن نمىفهمد ) .
هامش
( 1 ) - جمعه ، 5 .